تبلیغات
جنگ نرم

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 20 آبان 1390

 جنگ نرم چیست؟



تا سال 1945 میلادی غالب جنگ‏ها "جنگ سخت" بود. پس از آن با توجه به دو قطبی شدن جهان به بلوک شرق و بلوک غرب، دور جدیدی از رقابت ها میان آمریکا و شوروی سابق آغاز شد که به "جنگ سرد" مشهور شد. جنگ سرد ترکیبی از جنگ سخت و جنگ نرم بود که طی آن دو ابر قدرت در عین تهدیدهای سخت از رویارویی مستقیم با یکدیگر پرهیز می‏کردند.

با فروپاشی شوروی در سال 1991 میلادی و پایان جنگ سرد کارشناسان بخش جنگ در ایالات متحده با استفاده از تجارب دو جنگ جهانی و دوران جنگ سرد دریافتند که می شود با هزینه کمتر و بدون دخالت مستقیم در سایر کشورها به اهداف سیاسی، اقتصادی و... دست یافت که در ادبیات سیاسی جهان به جنگ نرم شهرت یافت.

جنگ نرم

این نوع جنگ از فروپاشی شوروی شروع و تاکنون ادامه داشته و متکی بر تهدیدات نرم و قدرت نرم فرهنگی و اجتماعی است.آمریکایی ها با استفده از این نوع جنگ تاکنون موفق به تغییر چندین رژیم سیاسی در کشورهای مورد نظر شدند. انقلاب های رنگی که در چندین کشور بلوک شرق و شوروی سابق رخ داد،در واقع نمونه ای از جنگ نرم است. آمریکایی ها با استفاده از قدرت نرم موفق به تغییر رژیم های سیاسی در کشورهایی چون لهستان،گرجستان، چک اسلواکی، قرقیزستان، اکراین و تاجیکستان گردید. در تمامی این دگرگونی های سیاسی بدون استفاده از ابزار خشونت و صرفا با تکیه بر قدرت نرم و ابزار رسانه، با تغییر در ارزش ها و الگوهای رفتاری از رژیم های سیاسی حاکم مشروعیت‏زدایی گردید و از طریق جنبش‏های مردمی و ایجاد بی ثباتی سیاسی، قدرت سیاسی جابه جا شد.

جنگ نرم در قالب‏های مختلف مثل : انقلاب مخملی ، انقلاب های رنگی (انقلاب نارنجی و...)، عملیات روانی ، جنگ رسانه‏ای، با استفاده از ابزار رسانه‏ای ( رادیو ، تلویزیون، روزنامه و امثال آن) و ... توانست نظام سیاسی بعضی از کشورها ـ مانند اوکراین و گرجستان ـ را تغییر دهد.

تعریف جنگ نرم

مفهوم جنگ نرم (Soft Warfare) در مقابل جنگ سخت (Warfare Hard) است و تعریف واحدی كه مورد پذیرش همگان باشد ندارد.

«جان كالینز» تئوریسین دانشگاه ملی جنگ آمریكا، جنگ نرم را عبارت از “استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن، برای نفوذ در مختصات فكری دشمن با توسل به شیوه هایی كه موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می شود”، می داند.

ارتش ایالات متحده آمریکا در آیین رزمی خود آن را بدین صورت تعریف نموده است: “جنگ نرم، استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است كه منظور اصلی آن تاثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی طرف و یا گروههای دوست است به نحوی كه برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی پشتیبان باشد”.با عنایت به تعاریف فوق، معروفترین تعریف را به جوزف نای، پژوهشگر برجسته آمریكایی در حوزه “قدرت نرم” نسبت می دهند. وی در سال1990 میلادی در مجله “سیاست خارجی” شماره 80 ، قدرت نرم را “توانایی شكل دهی ترجیحات دیگران” تعریف كرد. تعریفی كه قبل از وی «پروفسور حمید مولانا» در سال1986 در كتاب “اطلاعات و ارتباطات جهانی؛ مرزهای نو در روابط بین الملل” به آن اشاره كرده بود. با این وجود مهمترین كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف نای در سال2004 ، تحت عنوان “قدرت نرم؛ ابزاری برای موفقیت در سیاست جهانی” منتشر نمود.

بنابراین جنگ نرم را می توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه ای كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا می دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشكال جنگ نرم است .

به عبارت دیگر جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی می باشد. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی استفاده می شود و در علوم سیاسی می توان به واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیراً به واژه انقلاب رنگین اشاره كرد.در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترك تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است.

در یك تعریف كامل تر می توان گفت، جنگ نرم یك اقدام پیچیده و پنهان متشكل از عملیات های سیاسی، فرهنگی و اطلاعاتی توسط قدرت های بزرگ جهان برای ایجاد تغییرات دلخواه و مطلوب در كشورهای هدف است

دلایل استفاده از جنگ نرم

انتشار مقاله مشهور «جوزف نای» نظریه‏پرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی foreign policy در سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که براساس آن ایالات متحده به جای آن که از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می کند.

براین اساس آمریکا می توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می شد، به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسی در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود.

در مقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او تکمیل تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکارگیری «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می کند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر «جین شارپ» تهیه شد، در سطح رسانه های گروهی به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد.

بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می دهد.

جنگ نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می کند، عزم و اراده ملت را از بین می برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست های نظام را تضعیف می کند، فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی- امنیتی و ساختارهای آن باشد. جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است. بر این پایه یک کشور می تواند به مقاصد موردنظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند، از آن تبعیت می کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند. در این مفهوم آنچه مهم تلقی می شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم از یکسو توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می باشد ( و از سوی دیگر نشان دهنده ، تفاوت های عمده آن با جنگ سخت می باشد.

تفاوت‏های جنگ نرم و جنگ سخت

1- حوزه تهدید نرم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است، در حالی كه حوزه‌ تهدید سخت امنیتی و نظامی می‌باشد؛

2- تهدیدهای نرم پیچده و محصول پردازش ذهنی نخبگان و بنابراین اندازه‌گیری آن مشكل است، در حالی كه تهدیدهای سخت؛ عینی، واقعی و محسوس است و می‌توان آن را با ارائه برخی از معیارها اندازه‌گیری كرد؛

3- روش اعمال تهدیدهای سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالی كه در نرم ، از روش القاء و اقناع بهره‌گیری می‌شود. و تصرف و اشغال سرزمین است در حالی كه در تهدید نرم ، هدف تاثیر‌گذاری بر انتخاب‌ها، فرآیند تصمیم‌گیری و الگوهای رفتاری حریف و در نهایت سلب هویت‌های فرهنگی است؛

4- مفهوم امنیت در رویكردهای نرم شامل امنیت ارزش‌ها و هویت‌های اجتماعی می‌شود، در حالی كه این مفهوم در رویكردهای سخت به معنای نبود تهدید خارجی تلقی می‌گردد.

5- تهدیدهای سخت، محسوس و همراه با واكنش برانگیختن است، در حالی كه تهدیدهای نرم به دلیل ماهیت غیر عینی و محسوس آن، اغلب فاقد عكس‌العمل است.

6-مرجع امنیت در حوزه تهدیدهای سخت، به طور عمده دولت‌ها هستند، در حالی كه مرجع امنیت در تهدیدهای نرم محیط فروملی و فراملی (هویت‌های فروملی و جهانی) است؛

7- كاربرد تهدید سخت در رویكرد امنیتی جدید عمدتاً مترادف با فروپاشی نظام‌های سیاسی- امنیتی مخالف یا معارض است، در حالی كه كاربرد تهدید نرم در رویكردهای امنیتی جدید علیه نظام‌های سیاسی مخالف یا معارض، مترادف با فرهنگ‌سازی و نهادسازی در چارچوب اندیشه و الگوهای رفتاری نظام‌های لیبرال و دموكراسی تلقی می‌شود.

جنگ نرم نیز همانند جنگ سخت اهداف مختلفی دارد و قاعدتا هدف غایی هر دو آنها تغییر كامل نظام سیاسی یك كشور است كه البته با اهداف محدودتر هم انجام می گیرد. در حقیقت جنگ نرم و جنگ سخت یك هدف را دنبال می كنند و این وجه مشترك آنهاست، در هر صورت هدف اصلی این جنگ، اعمال فشار برای ایجاد تغییر در اصول و رفتار یك نظام و یا به طور خاص تغییر خود نظام است.

اهداف جنگ نرم

1- استحاله فرهنگی در جهت تأثیرگذاری شدید بر افكار عمومی جامعه مورد هدف با ابزار خبر و اطلاع رسانی هدفمند و كنترل شده كه نظام سلطه همواره از این روش برای پیشبرد اهداف خود سود جسته است.

2- استحاله سیاسی به منظور ناكارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخریب و سیاه نمایی اركان آن نظام.

3- ایجاد رعب و وحشت از مسائلی همچون فقر، جنگ یا قدرت خارجی سركوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن برای ایجاد جو بی اعتمادی و ناامنی روانی.

4- اختلاف افكنی در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام های نظامی و سیاسی كشور مورد نظر در راستای تجزیه سیاسی كشور.

5- ترویج روحیه یاس و ناامیدی به جای نشاط اجتماعی و احساس بالندگی از پیشرفت های كشور.

6- بی تفاوت كردن نسل جوان به مسائل مهم كشور.

7- كاهش روحیه و كارآیی در میان نظامیان و ایجاد اختلاف میان شاخه های مختلف نظامی و امنیتی.

8- ایجاد اختلاف در سامانه های كنترلی و ارتباطی كشور هدف.

9- تبلیغات سیاه (با هدف براندازی و آشوب) به وسیله شایعه پراكنی، پخش تصاویر مستهجن، جوسازی از راه پخش شب نامه ها و...

10- تقویت نارضایتی های ملت به دلیل مسائل مذهبی، قومی، سیاسی و اجتماعی نسبت به دولت خود به طوری كه در مواقع حساس این نارضایتی ها زمینه تجزیه كشور را فراهم كند.

11- تلاش برای بحرانی و حاد نشان دادن اوضاع كشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل های نادرست و اغراق آمیز.

جنگ نرم به ابزارها و امکاناتی نیازدارد تا بتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.

ابزارهای جنگ نرم

جنگ نرم با پشتوانه قدرت نرم انجام می گیرد. بنابراین تمامی ابزارهای حامل قدرت نرم را باید به عنوان ابزارهای جنگ نرم مورد توجه و شناسایی قرار داد. این ابزارها انتقال دهنده پیام ها با اهداف خاص هستند. در عصر ارتباطات با تنوع ابزاری برای انتقال پیام از یك نقطه به نقطه دیگر هستیم. رسانه ها شامل رادیو، تلویزیون و مطبوعات، عرصه های هنر شامل سینما، تئاتر، نقاشی، گرافیك و موسیقی، انواع سازمان های مردم نهاد و شبكه های انسانی در زمره ابزار جنگ نرم به شمار می‏آیند.

با توجه به اینكه در جنگ نرم از ابزار مختلفی استفاده می شود می توان گفت كه به همان نسبت نیز گروه های مختلفی را مورد هدف و مبارزه قرار می دهد.

چه افراد و تشكل‏هایی هدف جنگ نرم هستند؟

همه افراد جامعه می‏توانند بخش های مشخصی باشند كه مورد نظر راه اندازان جنگ نرم قرار گرفته اند و البته این موضوع وابسته به هدفی است كه بانی جنگ نرم آن را دنبال می كند. اقشار مورد نظر بانیان جنگ نرم بستگی به هدف آنها دارد كه میان مدت است یا عمومی و با توجه به هدف اقشار را تحت نظر می گیرند اما در حالت كلی می توان گفت كه گروه های هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده های مردم هستند. نخبگان نیروهای میانی را تشكیل می دهند و می توانند به عنوان تصمیم گیران و تصمیم سازان یك حكومت مطرح باشند. نخبگان جامعه مدنی مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگی ذهنی خود، می توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ایجاد كنند و روحیه ملت را درهم بشكنند.

در بعضی موارد برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود گروه ها و اشخاص خاص و تأثیرگذار را مورد هدف قرار می دهند و از آن گروه یا فرد برای رسیدن به اهداف خود استفاده می كنند. مانند استفاده از قومیت های مختلف یا خواص و نخبگان فرهنگی وعلمی.

با توجه به اینكه در جنگ نرم از ابزارهای رسانه ای، فرهنگی و علمی استفاده می شود پوشش آن برای طبقات مختلف بیشتر و متفاوت تر است. جنگ رسانه ای می تواند توده های مردم را تحت تأثیر قرار بدهد و به همین شكل در جنگ علمی نخبگان را مورد هدف قرار دهد. افراد مورد نظر جنگ های نرم وابسته به هدف جنگ های نرم نیستند بلكه به دلیل اینكه در جنگ نرم ابزارهای مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد در نتیجه افراد بیشتری درگیر می شوند اما در جنگ سخت كه تنها ابزار مورد استفاده ابزار نظامی است تنها گروه های نظامی (و در موارد معدودی غیر نظامیان) در طرف مقابله قرارمی گیرند.

در جنگ نرم علاوه بر استفاده از ابزارهای رسانه های، فرهنگی و علمی برای نفوذ در طبقات و اقشار مختلف از تاکتیک های متنوعی مختلفی استفاده می شود.

تاكتیك‏های جنگ نرم

1- برچسب زدن: بر اساس این تاكتیك، رسانه ها، واژه های مختلف را به صفات مثبت و منفی تبدیل كرده و آنها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می دهند

2- تلطیف و تنویر: از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با كلمه ای پر فضیلت) استفاده می شود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق كنیم.

3- انتقال: انتقال یعنی اینكه اقتدار، حرمت و منزلت امری مورد احترام به چیزی دیگر برای قابل قبول تر كردن آن منتقل شود.

4. تصدیق: تصدیق یعنی اینكه شخصی كه مورد احترام یا منفور است بگوید فكر، برنامه یا محصول یا شخص معینی خوب یا بد است. تصدیق فنی رایج در تبلیغ، مبارزات سیاسی و انتخاباتی است.

5- شایعه: شایعه در فضایی تولید می شود كه امكان دسترسی به اخبار و اطلاعات موثق امكان پذیر نباشد.

6- كلی‏گویی: محتوای واقعی بسیاری از مفاهیمی كه از سوی رسانه های غربی مصادره و در جامعه منتشر می شود، مورد كنكاش قرار نمی گیرد. تولیدات رسانه های غربی در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی، مملو از مفاهیمی مانند جهانی شدن، دموكراسی، آزادی، حقوق بشر و... است. اینها مفاهیمی هستند كه بدون تعریف و توجیه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمینه ای مشخص بكار گرفته می‏شوند.

7- دروغ بزرگ: این تاكتیك قدیمی كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً برای مرعوب كردن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می‏گیرد.

8- پاره حقیقت‏گویی: گاهی خبر یا سخنی مطرح می شود كه از نظر منبع، محتوای پیام، مجموعه ای به هم پیوسته و مرتب است كه اگر بخشی از آن نقل و بخشی نقل نشود، جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد.

9- انسانیت‏زدایی و اهریمن‏سازی: یكی از موثرترین شیوه های توجیه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و یا سخت)، «انسانیت‏زدایی» است. چه اینكه وقتی حریف از مرتبه انسانی خویش تنزیل یافت و در قامت اهریمنی در ذهن مخاطب ظاهر شد، می توان اقدامات خشونت آمیز علیه این دیو و اهریمن را توجیه كرد.

10- ارائه پیشگویی‏های فاجعه‏آمیز: در این تاكتیك با استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوه های جنگ روانی (از جمله كلی‏گویی، پاره حقیقت‏گویی، اهریمن‏سازی و ...) به ارائه پیشگویی‏های مصیبت‏بار می‏پردازند كه بتوانند حساسیت مخاطب را نسبت به آن افزایش داده و بر اساس میل و هدف خویش افكار وی را هدایت نمایند.

11- قطره‏چكانی: در تاكتیك قطره‏چكانی، اطلاعات و اخبار در زمان های گوناگون و به تعداد بسیار كم و به صورتی سریالی ولی نا منظم در اختیار مخاطب قرار می گیرد تا مخاطب نسبت به پیام مربوطه حساس شده و در طول یك بازه زمانی آن را پذیرا باشد.

12- حذف و سانسور: در این تاكتیك سعی می شود فضایی مناسب برای سایر تاكتیك های جنگ نرم به ویژه شایعه خلق شود تا زمینه نفوذ آن افزایش یابد. در این تاكتیك با حذف بخشی از خبر و نشر بخشی دیگر به ایجاد سوال و مهمتر از آن ابهام می پردازند و بدین ترتیب زمینه تولید شایعات گوناگون خلق می شود.

13- جاذبه های جنسی: استفاده از غریزه‏ی جنسی و نمادهای اروتیكال از تاكتیك‏های مهم مورد استفاده رسانه های غربی است به طوری كه می توان گفت اكثر قریب به اتفاق برنامه های رسانه های غربی از این جاذبه در جهت جذب مخاطبان خویش به ویژه جوانان كه فعالترین بخش جامعه هستند، بهره می‏گیرند.

14- ماساژ پیام: در ماساژ پیام، از انواع تاكتیك های گوناگون (حذف، كلی گویی، پاره حقیقت گویی، زمان بندی، قطره چكانی و...) جنگ نرم استفاده می شود تا پیام بر اساس اهداف تعیین شده شكل گرفته و بتواند تصویر مورد انتظار را در ذهن مخاطب ایجاد كند. در واقع در این متد ، پیام با انواع تاكتیك ها ماساژ داده می شود كه از آن مفهوم و مقصودی خاص برآید.

15- ایجاد تفرقه و تضاد: ازجمله اموری كه در فرآیند جنگ نرم مورد توجه واقع می شود، تضعیف از طریق تزریق تفرقه در جامعه هواداران و حامیان حریف است. ایجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقیب باعث عدم انسجام و یكپارچگی شده و رقیب را مشغول مشكلات درونی جامعه حامیان خود می كند و از این طریق از اقتدار و انرژی آن كاسته و قدرتش فرسوده شود.

16- ترور شخصیت: در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ، ترور فیزیكی جای خود را به ترور شخصیت داده است. در زمانی كه نمی‏توان و یا نباید فردی مورد ترور فیزیكی قرار گیرد با استفاده از نظام رسانه ای و انواع تاكتیك ها از جمله بزرگ نمایی، انسانیت‏زدایی و اهریمن سازی، پاره حقیقت گویی و... وی را ترور شخصیت می كنند و از این طریق باعث افزایش نفرت عمومی و كاهش محبوبیت وی می شوند. دشمنان انقلاب و نظام اسلامی نیز با استفاده از این تاكتیك و بهره گیری از ابزار طنز، كاریكاتور، شعر، كلیپ های كوتاه و... كه عموماً از طریق اینترنت و تلفن همراه ، پخش می شود به ترور شخصیت برخی افراد سیاسی و فرهنگی موجه و معتبر در نزد مردم می پردازند.

17- تكرار: برای زنده نگه داشتن اثر یك پیام با تكرار زمان بندی شده، سعی می كنند این موضوع تا زمانی كه مورد نیاز هست زنده بماند. در این روش با تكرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در ذهن مخاطب دارند

18- توسل به ترس و ایجاد رعب: در این تاكتیك از حربه تهدید و ایجاد رعب و وحشت میان نیروهای دشمن، به منظور تضعیف روحیه و سست كردن اراده آنها استفاده می شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنین القاء می كنند كه خطرات و صدمه های احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان ممكن كرده است و از این طریق، آینده ای مبهم و توام با مشكلات و مصائب برای افراد ترسیم می كنند.

19- مبالغه: مبالغه یكی از روشهایی است كه با اغراق كردن و بزرگ نمایی یك موضوع، سعی در اثبات یك واقعیت دارد. كارشناسان جنگ روانی، از این فن در مواقع و وقایع خاص استفاده می كنند. غربی ها همواره با انعكاس مبالغه آمیز دستاوردهای تكنولوژیك خود و اغراق در ناكامی های كشورهای جهان اسلام سعی در تضعیف روحیه مسلمانان در تقابل با تمدن غربی دارند.

20- مغالطه: مغالطه شامل گزینش و استفاده از اظهارات درست یا نادرست، مشروح یا مغشوش و منطقی یا غیرمنطقی است، به این منظور كه بهترین یا بدترین مورد ممكن را برای یك فكر، برنامه ، شخص یا محصول ارائه داد. متخصصین جنگ نرم، مغالطه را با «تحریف» یكسان می دانند. این روش ، انتخاب استدلال ها یا شواهدی است كه یك نظر را تایید می كند و چشم پوشی از استدلال ها یا شواهدی كه آن نظر را تائید نمی كند

اصول و روش‏های مقابله با جنگ نرم

اما چه کار کنیم تا بتوانیم با بهره‏گیری از ساز و کارهای مختلف از اعمال تهدیدات نرم پیشگیری کنیم و یا از دامنه اثرات اجتماعی فرهنگی و سیاسی آن ها را کاست و یا از میان برد.

برای مقابله با جنگ نرم، نخست باید ویژگی‌های این نوع جنگ را آنالیز كرده و خوب بشناسیم و بدانیم كه جنگ نرم با جنگ سخت، چه تفاوت‌هایی دارد. آنچه در جنگ سخت مورد هدف قرار می‌گیرد، جان انسان‌ها، تجهیزات، امكانات و بناهاست كه معمولا در این مواقع با استفاده از همین مسائلی كه مورد هدف قرار گرفته است، افكار عمومی علیه دشمن فعال می‌شود، در حالی كه در جنگ نرم آن چه هدف قرار می‌گیرد، افكار عمومی است.

برای دستیابی به این هدف، باید بیش از گذشته رسانه‌ها را مورد توجه قرار دهیم و افكار عمومی داخلی و جهانی را نسبت به دروغ‌پردازی رسانه‌های خارجی، آگاه كنیم.

این دو مهم فقط با تقویت رسانه‌های خودی و تلاش برای بین‌المللی كردن این رسانه‌ها، میسر است. دیپلماسی رسانه‌ای در سیاست خارجی هر كشور به دو صورت تحقق می‌یابد؛ یكی مدیریت رسانه‌ها توسط سازمان‌های دیپلماتیك رسمی كشور و دیگری به صورت خودجوش و در راستای سیاست‌های كلان كشورها.

هر ملتی و كشوری دارای منابع قدرت نرم است كه شناسایی و تقویت و سازماندهی آن ها می تواند براساس یك طرح جامع تبدیل به یك فرصت و هجوم به دشمنان طراح جنگ نرم شود. به عنوان مثال، منابع قدرت نرم در ایران را می توانیم «ایدئولوژی اسلامی»، «قدرت نفوذ رهبری»، «حماسه‏آفرینی‏ها» و «درجه بالای وفاداری ملت به حكومت» برشمریم.

برخی راه‏های مقابله با جنگ نرم

1. گسترش دامنه و شمول فعالیت‏های فرهنگی.

2. افزایش محصولات فرهنگی تأثیرگذار بر جامعه و جوانان.

3. ایجاد راه‏های مشروع برای ارضاء نیازهای مردم.

4. استفاده از دیپلماسی عمومی.

5. استفاده از راهبردهای ویژه در مورد اقوام و اقلیت‏ها: اقلیت‏های جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابری، مستعد مخالفت‏ورزی علیه نظام حاكم هستند و دشمنان فرامنطقه ای یكی از میدان های فعالیت خود را در كشورهایی كه دارای تنوع قومیت هاست، قرار می دهند. اما زمانی كه نظام مستقر با انجام راهبردهای مناسب در مناطق محروم و دور از مركز و اختصاص بودجه های لازم در قالب طرح های توسعه همه جانبه خصوصا طرح های اشتغال زا و به كارگیری مدیریت های توانمند در این مناطق و با روحیه جهادی و بسیجی مشغول خدمت به مردم شدند، می توانند آن احساس را كم كنند یا از میان بردارند.

6. عملیات روانی متقابل: در مقابله با جنگ نرم نبایستی منفعلانه عمل كرد. عاملان تهدید نرم از انواع تبلیغات، فنون مجاب سازی روش های نفوذ اجتماعی و عملیات روانی به منزله روش های تغییر نگرش ها، باورها و ارزش های جامعه هدف استفاده می كنند. انجام تبلیغات هوشمندانه، سریع با قدرت منطق و اندیشه و احاطه ذهنی بر مخاطبان جنگ نرم می تواند یكی از روش‏های مقابله باشد.

7. آگاهی‏بخشی عمومی.



ارسال توسط اکبر فانی

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 20 آبان 1390

تاریخچه جنگ نرم



تا سال 1945 میلادی غالب جنگ‏ها "جنگ سخت" بود. پس از آن با توجه به دو قطبی شدن جهان به بلوک شرق و بلوک غرب،

دور جدیدی از رقابت ها میان آمریکا و شوروی سابق آغاز شد که به "جنگ سرد" مشهور شد. جنگ سرد ترکیبی از جنگ سخت

و جنگ نرم بود که طی آن دو ابر قدرت در عین تهدیدهای سخت از رویارویی مستقیم با یکدیگر پرهیز می‏کردند.
با فروپاشی شوروی در سال 1991 میلادی و پایان جنگ سرد کارشناسان بخش جنگ در ایالات متحده با استفاده از تجارب دو جنگ

جهانی و دوران جنگ سخت دریافتند که می شود با هزینه کمتر و بدون دخالت مستقیم در سایر کشورها به اهداف سیاسی،

اقتصادی و... دست یافت که در ادبیات سیاسی جهان به جنگ نرم شهرت یافت.



ارسال توسط اکبر فانی

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 20 آبان 1390

 جنگ نرم و مفهوم آن


 آمریکایی ها با استفاده از قدرت نرم موفق به تغییر رژیم های سیاسی در کشورهایی چون لهستان،گرجستان، چک اسلواکی، قرقیزستان، اکراین و تاجیکستان گردید. در تمامی این دگرگونی های سیاسی بدون استفاده از ابزار خشونت و صرفا با تکیه بر قدرت نرم و ابزار رسانه، با تغییر در ارزش ها و الگوهای رفتاری از رژیم های سیاسی حاکم مشروعیت‏زدایی گردید و از طریق جنبش‏های مردمی و ایجاد بی ثباتی سیاسی، قدرت سیاسی جابه جا شد.

جنگ نرم در قالب‏های مختلف مثل : انقلاب مخملی ، انقلاب های رنگی (انقلاب نارنجی و...)، عملیات روانی ، جنگ رسانه‏ای، با استفاده از ابزار رسانه‏ای ( رادیو ، تلویزیون، روزنامه و امثال آن) و ... توانست نظام سیاسی بعضی از کشورها ـ مانند اوکراین و گرجستان ـ را تغییر دهد.

تعریف جنگ نرم

مفهوم جنگ نرم (Soft Warfare) در مقابل جنگ سخت (Warfare Hard) است و تعریف واحدی كه مورد پذیرش همگان باشد ندارد.

«جان كالینز» تئوریسین دانشگاه ملی جنگ آمریكا، جنگ نرم را عبارت از “استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن، برای نفوذ در مختصات فكری دشمن با توسل به شیوه هایی كه موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می شود”، می داند.

ارتش ایالات متحده آمریکا در آیین رزمی خود آن را بدین صورت تعریف نموده است: “جنگ نرم، استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است كه منظور اصلی آن تاثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی طرف و یا گروههای دوست است به نحوی كه برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی پشتیبان باشد”.با عنایت به تعاریف فوق، معروفترین تعریف را به جوزف نای، پژوهشگر برجسته آمریكایی در حوزه “قدرت نرم” نسبت می دهند. وی در سال1990 میلادی در مجله “سیاست خارجی” شماره 80 ، قدرت نرم را “توانایی شكل دهی ترجیحات دیگران” تعریف كرد. تعریفی كه قبل از وی «پروفسور حمید مولانا» در سال1986 در كتاب “اطلاعات و ارتباطات جهانی؛ مرزهای نو در روابط بین الملل” به آن اشاره كرده بود. با این وجود مهمترین كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف نای در سال2004 ، تحت عنوان “قدرت نرم؛ ابزاری برای موفقیت در سیاست جهانی” منتشر نمود.

بنابراین جنگ نرم را می توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه ای كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا می دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشكال جنگ نرم است .

به عبارت دیگر جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی می باشد. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی استفاده می شود و در علوم سیاسی می توان به واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیراً به واژه انقلاب رنگین اشاره كرد.در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترك تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است.

در یك تعریف كامل تر می توان گفت، جنگ نرم یك اقدام پیچیده و پنهان متشكل از عملیات های سیاسی، فرهنگی و اطلاعاتی توسط قدرت های بزرگ جهان برای ایجاد تغییرات دلخواه و مطلوب در كشورهای هدف است



ارسال توسط اکبر فانی

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 20 آبان 1390

 دلایل استفاده از جنگ نرم


براین اساس آمریکا می توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با

آنچه تهدید شوروی خوانده می شد، به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس

از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسی در سال

 ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال های پس از فروپاشی

 شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود.

در مقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار

 بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او تکمیل تر شد و به عنوان دستورالعمل

 سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکارگیری «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس

 این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک

می کند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر «جین شارپ»

 تهیه شد، در سطح رسانه های گروهی به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد.

بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ

 علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می دهد.

جنگ نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می کند، عزم و اراده ملت را از بین می برد،

 مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست های نظام را تضعیف می کند، فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای

 فروپاشی سیاسی- امنیتی و ساختارهای آن باشد. جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج

مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است. بر این پایه

 یک کشور می تواند به مقاصد موردنظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند

، از آن تبعیت می کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند.

 در این مفهوم آنچه مهم تلقی می شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم از یکسو

 توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می باشد ( و از سوی دیگر نشان

دهنده ، تفاوت های عمده آن با جنگ سخت می باشد



ارسال توسط اکبر فانی

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 20 آبان 1390

تفاوت جنگ نرم وجنگ سخت


1- تهدیدهای نرم پیچده و محصول پردازش ذهنی نخبگان و بنابراین اندازه‌گیری آن مشكل است، در حالی كه تهدیدهای سخت؛ عینی، واقعی و محسوس است و می‌توان آن را با ارائه برخی از معیارها اندازه‌گیری كرد؛

2- روش اعمال تهدیدهای سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالی كه در نرم ، از روش القاء و اقناع بهره‌گیری می‌شود. و تصرف و اشغال سرزمین است در حالی كه در تهدید نرم ، هدف تاثیر‌گذاری بر انتخاب‌ها، فرآیند تصمیم‌گیری و الگوهای رفتاری حریف و در نهایت سلب هویت‌های فرهنگی است؛

3- مفهوم امنیت در رویكردهای نرم شامل امنیت ارزش‌ها و هویت‌های اجتماعی می‌شود، در حالی كه این مفهوم در رویكردهای سخت به معنای نبود تهدید خارجی تلقی می‌گردد.

4- تهدیدهای سخت، محسوس و همراه با واكنش برانگیختن است، در حالی كه تهدیدهای نرم به دلیل ماهیت غیر عینی و محسوس آن، اغلب فاقد عكس‌العمل است.

5-مرجع امنیت در حوزه تهدیدهای سخت، به طور عمده دولت‌ها هستند، در حالی كه مرجع امنیت در تهدیدهای نرم محیط فروملی و فراملی (هویت‌های فروملی و جهانی) است؛

6- كاربرد تهدید سخت در رویكرد امنیتی جدید عمدتاً مترادف با فروپاشی نظام‌های سیاسی- امنیتی مخالف یا معارض است، در حالی كه كاربرد تهدید نرم در رویكردهای امنیتی جدید علیه نظام‌های سیاسی مخالف یا معارض، مترادف با فرهنگ‌سازی و نهادسازی در چارچوب اندیشه و الگوهای رفتاری نظام‌های لیبرال و دموكراسی تلقی می‌شود.

جنگ نرم نیز همانند جنگ سخت اهداف مختلفی دارد و قاعدتا هدف غایی هر دو آنها تغییر كامل نظام سیاسی یك كشور است كه البته با اهداف محدودتر هم انجام می گیرد. در حقیقت جنگ نرم و جنگ سخت یك هدف را دنبال می كنند و این وجه مشترك آنهاست، در هر صورت هدف اصلی این جنگ، اعمال فشار برای ایجاد تغییر در اصول و رفتار یك نظام و یا به طور خاص تغییر خود نظام است.



ارسال توسط اکبر فانی

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 20 آبان 1390

اگر چه من هم دوست دارم که فیلم ها و سریال هایی که با تکنولوژی روز دنیا ساخته می شن رو بدون سانسور (هایی که نه بدلیل مسائل اخلاقی، بلکه صرفاً برای کوتاه کردن مدت زمان آن انجام میشود) ببینم ولی در مورد فارسی 1 نکته ای هست که اگر به آن توجه نکینم بدون اغراق از خانواده ی ایرانی تنها خاکستری باقی می مونه...


 

اگر چه، آقایان رسانه ی ملی این وظیفه شماست که با تولیدات داخلی و خرید سریال های و فیلم های روز دنیا و با دوبله مناسب آن (بدون سانسورهای بی مورد) خانواده ایرانی را از این تهدید برنامه ریزی شده نجات دهید اما بر ما هم لازم است تا با کمی دقت و حساسیت در مورد این مسئله بیاندیشیم...

قبل از خواندن متن زیر به دلیل پر محتوا بودن و طولانی بودن این متن،  قسمتهایی به صورت خلاصه به رنگ آبی نمایش داده شده است، که بدلیل ذیق وقت بعضی دوستان فرصتی است برای آشنا شدن با این شبکه .

هجوم به ارزش های اخلاقی
نگاهی به شبکه صهیونیستی فارسی 1

رضا سیف پور (ابابیل)

مقدمه:
به تازگی شبکه ای به نام فارسی 1 از طریق ماهواره هات بیرد قابل دریافت شده است. این شبکه پس از مدتی تبلیغ و در انتظار نگه داشتن مخاطبان فارسی زبان خود بالاخره در روز شنبه 10 مرداد برابر با اول آگوست 2009 برنامه های خود را شروع کرد. برنامه های این شبکه اغلب شامل پخش سریال های خانوادگی و تفریحی کشورهای مختلف از جمله آمریکا و کره به زبان فارسی (دوبله) و نیز موزیک ودیوهای خاص می باشد. متأسفانه بدلیل ناآگاهی مخاطبین از اهداف پیدا و پنهان گردانندگان این شبکه در حال حاضر شبکه فارسی 1 مخاطبین بسیاری را از میان جوانان و بخصوص خانواده ها به خود اختصاص داده است.


 

مدیریت شبکه فارسی 1


 

از نکات قابل توجه در خصوص شبکه فارسی 1مدیریت و شیوه اداره این شبکه است. به نظر نگارنده دانستن برخی اطلاعات در این خصوص ضمن اینکه می تواند جالب باشد شاید بتواند در تشریح اهداف و نیات پنهان این شبکه برای مخاطبین موثر واقع شود. شبکه فارسی 1 متعلق به فردی به نام روبرت مرداک امپراطور رسانه ای و چهارمین مرد قدرتمند آسیاست. دفتر مرکزی این شبکه در هنگ کنگ قرار دارد و توسط کمپانی معروف استار متعلق به نیوز کورپریشین واقع در نیویورک و با همکاری شرکت افغانی موبی متعلق به خانواده محسنی اداره می شود.


 

اما روبرت مرداک کیست؟ روبرت مرداک یهودی استرالیایی الاصلی است که به سلطان شیطانی رسانه ها معروف است او دارای 60 شبکه تلویزیونی به 13 زبان مختلف است که روزانه حداقل 300 میلیون مخاطب را به خود جلب می کند. همینطور مسئولیت 100 روزنامه و مجله معتبر همچون دیلی تلگراف، وال استریت ژورنال، تایمز، ساندی تایمز، نیویورک پست و نیز شبکه های خبری معروفی همچون فاکس، فاکس نیوز و اسکای نیوز و سایت هایی همچون “مای اسپیس” بر عهده این فرد است. روبرت مرداک که از صهیونیست های بسیار با نفوذ در دنیاست بارها شخصاً به دخالت در امور دیگر کشورها از طریق همین شبکه افسانه ای رسانه ای اذعان داشته است که شاید یکی از مهمترین این کارکردها اثرگذاری و هدایت افکار عمومی توسط شبکه فاکس نیوز در جریان جنگ آمریکا علیه عراق باشد.


 

شخصیت عجیب مرداک بسیار قابل تأمل است او در عین حالی که هدایت بزرگترین بنگاه های خبری را بر عهده دارد بیشترین تمرکز خود را بر برنامه های تفریحی ـ سرگرمی نهاده است. در عین حال پر تیراژ ترین مجله انگلیسی یعنی نیوز آوورلد که یک مجله جنسی است متعلق به اوست و همینطور پر تیراژترین انجیل جهان توسط انتشارات او (واندروان) در آمریکا به چاپ می رسد. همین اندک به خوبی بیانگر آن است که لقب سلطان شیطانی رسانه ها لقب برازنده ای برای مرداک است.


 

شبکه فارسی 1 با اهدافی هولناک


 

در حال حاضر شبکه فارسی 1 ظاهراً برنامه های خود را برای مخاطبان فارسی زبان افغان، تاجیک و ایران تهیه و پخش می کند، لیکن به خوبی مشخص است تمرکز اصلی برنامه ها بر روی مخاطبان ایرانی است. برنامه های این شبکه فارسی شامل پخش سریال های تفریحی و خانوادگی صرف با دوبله فارسی و نیز موسقی تصویرهای خاص با محتوای جنسی و خشونت می باشد. از این بابت این شبکه نسبت به دیگر شبکه ها، حتی شبکه 24 ساعته ام بی سی پرشیا که پیش از این پخش فیلم های سینمایی روز هالیوود با زیرنویس فارسی را در ماهواره عرب ست آغاز کرده بود متمایز است.


 

ویژگی های این شبکه را از دو نظر می توان بررسی کرد:


 

1- شاخصهای ظاهری


 

- این شبکه برای اولین بار اقدام به دوبله آثار نمایشی روز اروپا، آمریکا و آسیای جنوب شرقی به زبان فارسی نموده است. اگر چه کیفیت این دوبله ها بسیار ضعیف و غیر قابل مقایسه با دوبله فیلم های خارجی در داخل ایران است لیکن در مقایسه با شیوه زیرنویس فارسی این آثار که در دیگر شبکه ها صورت می گیرد توانسته است نظر مخاطبین خود را به نوعی جلب کند. پیش بینی می شود به تدریج شبکه فارسی ? تلاش کند این نقیصه را نیز رفع نماید و به کیفیت دوبله آثار پخش شده بیافزاید.


 

- از ویژگی های دیگر این شبکه پخش سریال های طولانی مدت و دنباله دار خانوادگی و تفریحی معمولی است که مخاطب اصلی آن خانواده ها بوده و با هدف کاملاً تفریحی تهیه و پخش می شوند. بخشی از برنامه های این شبکه هم به پخش موزیک ویدئوهایی اختصاص دارد که غالباً مضامین جنسی و خشونت را به تصویر می کشند.


 

- استفاده از وله های خاص غالباً با غلبه رنگ های صورتی از ویژگی های دیگر برنامه های این شبکه است. رنگ صورتی خصوصاً آنجا که در کنار رنگ های تیره ( مشکی ) قرار می گیرد از رنگهای ویژه و مورد توجه شبکه های پورنو بوده و به شدت در تولیدات بصری (مجله ها، سایت ها و …) با موضوعات جنسی به کار می رود. برخی روانشناسان معتقدند رنگ صورتی بخصوص در مجاورت رنگ تیره بر انگیزاننده حس و غریزه جنسی در مخاطب است.


 

?- شاخص های محتوایی


 

به هیچ عنوان نمی توان پذیرفت آقای روبرت مرداک یکی از بزرگترین مردان رسانه ای جهان تنها با هدف سرگرم کردن مخاطبان فارسی زبان جهان شرکت های متعددی در دبی، هنگ کنگ و نیویورک فعال کرده باشد و شبکه ای خاص را بر روی یکی از بهترین فرکانس های ماهواره ای هات برد راه اندازی نموده باشد اما هیچ هدف خاصی را پیگیر نباشد. شبکه فارسی ? اولین شبکه ای است که به طور تخصصی تمام تمرکز خود را بر روی خانواده ها نهاده است و اگر قرار است جوانان را نیز مورد هدف قرار دهد آنها را در کنار خانواده مورد توجه قرار می دهد.


 

مدیریت شبکه فارسی 1 با دقت و وسواس خاصی برنامه های خود را انتخاب می کند و آنچنان محتوای این سریالها برایشان مهم است که و به طور شتابزده و با دوبله ای نازل اما با سرعت در اختیار بینندگان فارسی زبان قرار می دهد. نگاهی به این سریال ها به خوبی نشان می دهد که تمام آنها در پرداختن به موضوعات ذیل مشترکند و به نظر می رسد قرار است در فارسی 1 به هیچ موضوعی غیر از این پرداخته نشود:


 

- ترویج خانواده های بی سامان و لجام گسیخته در مقابل ساختار سنتی خانواده
- ترویج و عادی جلوه دادن خیانت زن به همسرر و البته شوهر به زن
- بی اهمیت جلوه دادن احترام به والدین
- عادی جلوه دادن رابطه جنسی دختر و پسر قبل از ازدواج تا حد باردار شدن دختر خانواده
- هویت زدایی از مفهوم خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی مستقل و مؤثر
- عادی جلوه دادن سقط جنین برای دختران قبل از ازدواج به عنوان راه حلی طبیعی برای رفع دلهره های احتمالی در روابط جنسی دختر و پسر
- تعصب زدایی از کانون خانواده و ترویج بی تفاوتی نسبت به حریم خانواده
- ترویج مفهوم زندگی با دیگران به جای ازدواج ( جالب است بدانیم این مفهوم سالهاست در برخی تولیدات روتین تلویزیونی خودمان هم تبلیغ می شود).
- ترویج فمینیسم و کم رنگ کردن نقش مرد در جامعه در حد کسی که تنها جهت رفع نیازهای جنسی زن خلق شده است!
- مخدوش نمودن رابطه فرزندان پسر و دختر در خانواده
- افزایش تأثیر پذیری جنسی و خشونت در جوانان و نوجوانان بخصوص از طریق پخش موزیک ویدئوهای خاص
- پی ریزی و ایجاد آمادگی ذهنی تفکر شیطان پرستی در نوجوانان و جوانان


 

کانون خانواده از مهمترین پایه های جامعه در کشورهای اسلامی و به خصوص ایران عزیزمان است و به خوبی مشخص است که گردانندگان این شبکه بر اهمیت این پایگاه مقدس در جامعه اسلامی واقفند و با مورد هجوم قرار دادن آن برنامه دراز مدتی را در ذهن طراحی نموده اند.


 

سخن پایانی


 

اگر به دقت برنامه های مختلف شبکه های فارسی زبان خارج از کشور را پیگیری کرده باشیم الحق باید بگوییم تنها جای چنین شبکه ای خالی بود!! شبکه فارسی 1 حلقه مفقوده حمله رسانه ای غرب و در رأس آن صهیونیست را علیه ایران اسلامی تکمیل می کند. حلقه ای که مشخصاً خانواده را در کانون توجه خود قرار داده و با هدف منفعل و منحرف نمودن آن، تهیه و پخش می شود.


 

شبکه فارسی 1 در ادامه همان سناریوی از پیش طراحی شده ای شکل می گیرد که سالها پیش رهبر انقلاب از آن به عنوان تهاجم و شبیخون فرهنگی یاد کردند و امروز بیش از هر روزی نمودهای بارز این تفکر شیطانی را احساس می کنیم اما در این کارزار لازم است از اسباب و ادوات خاص خود برای مقابله و حتی تهاجم بهره جست. این ابزار چیزی نیست جز رسانه.


 

متأسفانه رسانه ملی در تولید برنامه های ویژه خانواده چندان موفق نبوده. اگر چه در طول سالیان گذشته برنامه های خوب و مخاطب پسند و پر محتوایی تهیه و تولید شده است اما این امر از تداوم لازم برخوردار نبوده و به طور مشخص از استراتژی قوی و از پیش تعیین شده ای متناسب با نیاز روز تبعیت نکرده است. لازم است رسانه ملی در تعریف خود از برنامه های با موضوع خانواده بازنگری جدی به عمل آورد و ضمن شناخت دقیق نیازهای مخاطبین (به خصوص زن خانواده و جوان) به تولید برنامه های روتین و جذاب همت گمارد.


 

صدا و سیما می تواند با تولید برنامه های مناسب و هدفمند و با بهره گیری از نظرات کارشناسان و منتقدین، رسانه های خارجی را با چالشی جدی مواجه سازد. بی شک بسیاری از مخاطبین به دنبال پر نمودن اوقات فراغت خود به جستجو در کانال های ماهواره ای می پردازند و در این بین است که ناخودآگاه متوجه برنامه هایی می شوند که بر خلاف ظاهری فریبنده به شکار ارزش های متعالیشان خیز برداشته اند اینجاست که رسالت رسانه ملی دو چندان می شود.


 

به نظر می رسد توجه به راهکارهای ذیل می تواند برای برنامه سازان و برنامه ریزان رسانه ملی مفید باشد:


 

- توجه به تولید سریال های خانوادگی جذاب و طولانی مدت روتین (به عنوان یکی از نمونه های بارز این سریال ها می توان از مجموعه نرگس نام برد)
- توجه به محتوای برنامه ها با در نظر گرفتن لزوم ارائه غیر مستقیم پیام
- بهره گیری از فرهنگ غنی ایرانی ـ اسلامی در تولید برنامه های جذاب (به عنوان مثال سریال بر بام آسمان ویژه زندگی غیاث الدین جمشید کاشانی نمونه خوبی از این تولیدات بود)
- توجه ویژه به برنامه های ظنز خصوصاً طنزهای فاخر (بد نیست اشاره کنیم هنگام پخش سریال طنز شبهای برره صدای آمریکا در کنداکتور خود تغییراتی ایجاد می کرد تا برنامه های مهمی در آن ساعت پخش نشود)
- توجه ویژه به پخش موسیقی های اصیل متناسب با فرهنگ ایرانی ـ اسلامی
- توجه ویژه به برنامه هایی با موضوع تفریحی سرگرمی از طریق تولید برنامه هایی در ساختارهای جذاب مسابقه ای
- توجه ویژه به تولید و پخش برنامه های ورزشی جذاب برای جوانان و خانواده ها به غیر از فوتبال
- همچنین لازم است رسانه ملی تولید برنامه هایی را که بتواند در آن واحد پدر، مادر، دختر و پسر یک خانواده را در کنار هم بنشاند نیز همت گمارد



ارسال توسط اکبر فانی

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 5 آبان 1390

ابزار و وسائل تهاجم فرهنگی

نویسنده:استاد نبی‏صادقی

هر تهاجمی باقتضاء زمان و امكانات ابزار و وسائل متناسب با خود را بكار می‏برد و در تهاجم فرهنگی كه هدف ایجاد نگرش و باور در ملتی برای انتخاب شیوه زندگی است قطعاً قوی‏ترین و مؤثرترین ابزار، فرهنگ خواهد بود.
یعنی با فرهنگ به جنگ فرهنگ باید رفت همانطوری كه با مكتب و اعتقاد به جنگ اعتقاد و مكتب می‏روند. چرا كه فرهنگ یك باور و بینش و پذیرش و انتخاب است و جز بوسیله باور و بینش دیگری كه جایگزین آن شود نمی‏توان فرهنگی را از صحنه و متن زندگی قوم و اجتماعی حذف نمود و بدر بُرد.
به علاوه اگر فرهنگی با زور و تهدید ابزاری غیر فرهنگی بر قوم و اجتماعی تحمیل شود تدریجاً آثار عملی خود را از دست می‏دهد و فرهنگ مرعوب و مغلوب زور و تهدید كم‏كم جای خود را در زندگی همان مردم مرعوب باز می‏كند و نفوذ عملی خود را بدست می‏آورد و فرهنگ تحمیلی را از میدان زندگی آن ملت خارج می‏سازد.
گرچه ممكن است آثار كمرنگی از فرهنگ تحمیلی برای همیشه در میان ملت مرعوب باقی بماند مانند لغات و اصطلاحات و بعضی آداب و رسوم امّا كاربردی سرنوشت ساز و تعیین كننده و جهت دهنده ندارند. مگر اینكه از عامل زور و تهدید و غلبه جنگی برای مساعد نمودن زمینه ورود فرهنگ مهاجم و زمینه‏سازی پذیرش آن استفاده گردد اما چون این ورود و پذیرش انتخابی و اختیاری نیست لذا فرهنگ مهاجم باید با ابزار فرهنگی و كارهای فرهنگی مستمر و حساب شده به تحكیم و تثبیت و تنفیذ خود در میان ملت مرعوب اقدام نماید و از راه ایجاد گرایش و پذیرش انتخابی از طرف ملت مرعوب به مقصود خود برسد. زیرا بقول ابن خلدون بزرگ جامعه شناس اسلامی:
«ملّت مغلوب زود و سریع فرهنگ ملت غالب را می‏پذیرد.»(1)
اما برای تثبیت باید از ابزار فرهنگی استفاده شود. و لذا استكبار جهانی با امكاناتی كه در اختیار دارد برای تزریق فرهنگ مبتذل خود بر بدنه جوامع غیر غربی از همین روش به اشكال گوناگون استفاده می‏نماید و ملت‏ها را نسبت به فرهنگ اصیل خود بیگانه نموده و زمینه پذیرش فرهنگ غرب را فراهم می‏سازد به نحوی كه مردم مورد هجوم، معتادِ فرهنگ متهاجم گردند و گاهی كاسه از آش داغ‏تر شوند.

راه هایی كه در تهاجم فرهنگی مورد استفاده غرب قرار می‏گیرند زیادند اما می‏توان راههای زیر را به عنوان طرق مادر مورد دقت قرار داد:
1ـ از راه صدور فیلمهای سینمائی و تلویزیونی و ویدئوئی كه بر اساس فرهنگ بی‏بند و بار غربی و برداشتن مرز مَحرم و نامحرم و عدم رعایت نكات اخلاقی و زمینه تحریك جنسی درست می‏شوند، با نامهای فریبنده. تا كم‏كم حریم مقدس محرم و نامحرم كمرنگ شود و جوانان دختر و پسر به بلوغ زودرس و تحریك جنسی دچار گردند و پرده‏های حیا و شرم، پاره گردند و زمینه فساد خود بخود فراهم شود.
2ـ ابداع و رواج و صدور مدهای لباس و پوشاك بخصوص لباسهای زنانه كه بتدریج عفاف و شرم را از دختران و زنان سلب می‏نماید و عرضه نو آوریها و ایجاد جاذبه‏های تبلیغاتی رادیوئی و تلویزیونی و مطبوعاتی با استفاده از متخصصین طراح آگهی‏های تبلیغاتی. و
هم اكنون آثار احیاء و زنده شدن این شیوه شوم در جامعه انقلابی ایران به چشم میخورد و با گردشی دقیق و واقع بینانه و محققانه در شمال تهران و شهرهای بزرگ می‏بینیم فرهنگ نیمه عریانی و مبتذل لباس بخصوص زنانه و دخترانه تجدید حیات نموده و جوانه زده و بسیاری از خانواده‏ها هم مقدمش را گرامی داشته‏اند و فروشگاههای سودجوی پوشاك هم با ایجاد جاذبه‏های فریبنده آنها را عرضه می‏كنند تا دیده ببیند و دل یاد كند و خنجری هم كه بر دیده زنند تا دل آزاد گردد وجود ندارد.
3ـ ورود بسیاری از مجلات و روزنامه‏ها و كتب خارجی می‏تواند عامل رواج فرهنگ مبتذل غربی در جوامع غیرغربی باشد و فرهنگ مادی و فاسد و بی‏بهره از فضیلت و معنویت غرب را از لابلای صفحات و سطورشان به ملت مورد هجوم بخورانند.
4ـ گروهی از اساتید فرنگ رفته كه تحصیلات عالیه و طولانی در غرب داشته‏اند چون خاشاكی در برابر فرهنگ غرب تسلیم شده و اصالت خود را از یاد برده‏اند با در اختیار داشتن سنگر كلاسها و برتری علمی نسبت به دانشجو و دیگر مردم مؤثرترین عامل نفوذ فرهنگ مهاجم بشمار می‏روند و استكبار جهانی از راه پرورش گروهی از دانشجویان خارجی مقیم غرب قدرت تهاجم فرهنگی خود را افزایش می‏دهد.
5ـ تهیه و صدور عكسهای مبتذل و سكسی كه برای نسل جوان جاذبه دارد حتی چاپ عكسهای بی‏شرمانه بر بدنه لیوانها و پارچها و ظروف كریستال و كاغذهای شكلات و آدامس و ... برای فراهم كردن زمینه تحریك جنسی و دریدن پرده شرم و حیا سوق دادن خانواده‏ها بخصوص نسل جوان بسوی فساد و بی‏بندوباری.
6ـ سیستم باز در مبادلات مسافر كه امروزه به صورت یك اصل قابل قبول بین‏المللی در آمده عامل مهمی در خدمت تهاجم فرهنگی غرب بشمار می‏رود و متأسفانه ضرر این پدیده دو طرفه است.
زندگی پر از زرق و برق و جاذبه‏های مادی و بدور از تقییدات اخلاقی همراه با امكانات زندگی و نظم و انضباط ظاهری در امور جاری غرب برای هر بیننده‏ای فریبنده و جذب كننده خواهد بود و غالب مسافرین دیار غرب حتی دینداران با فرهنگ هم نسبت به یك و یا چند جنبه از زندگی غربی شیفته می‏شوند و با زمینه پذیرش فرهنگ غرب و یا لااقل عدم برخورد خصمانه وارد كشور و خانه و كاشانه خویش می‏گردند و رفتار و اخلاق بسیاری از آنها یا رنگ غربی به خود می‏گیرد و یا مداح و مُبلغ می‏شوند و یا در درجه نازلی افسوس می‏خورد كه چرا نظام اجتماعی و اداری و معاملاتی ما مسلمانها چنین انضباطی ندارد؟
روزی به عیادت یكی از فضلاء متعهد كه برای معالجه به اروپا رفته بود رفتم یكی از آقایان از وضع بهداشت و دارو و درمان آنجا پرسید جناب ایشان شرح مبسوطی از تعهد پزشكان و پرسنل بیمارستان و نظام دارو و درمان اروپا بیان فرمودند كه برای همه حضار جالب و قابل تحسین بود و در مقایسه با وضع بیمارستانها و درمان خودمان تأسف را بهمراه داشت درست است كه فساد اخلاقی آنها از نظام اداری و پزشكی و تولیدات‏شان باید تفكیك شود اما این تفكیك صددرصد برای همه كس ممكن نیست. و ناخودآگاه درجه خصومت با فرهنگ مبتذل آنها را پائین می‏آورد.
از طرف دیگر مسافرین اروپائی و غربی كه به ایران می‏آیند، با خود سوغات فرنگ و فرهنگ فرنگ دارند و بر این گرفتاری اضافه فرمایید پدیده شوم توریسم و باصطلاح فریبنده آن جهانگردی كه مسافرین غربی كه وارد ایران می‏شوند و مسافرین ایرانی كه در گروه جهانگرد به اروپا می‏روند از چه قماشی هستند و هر دو دسته چه فرهنگی را وارد ایران می‏نمایند. در ساعاتی كه هواپیماهای اروپا در فرودگاه مهرآباد به زمین می‏نشینند و یا به اروپا پرواز می‏كنند ساعاتی در سالن عمومی فرودگاه بسر برید و با چشم خریدار نگاه كنید تا ببینید با وجود محدودیتهایی كه در فرودگاه از لحاظ رفتار و حجاب وجود دارد چگونه برخوردها و معانقه‏های دو جنس مذكر و مؤنث و ... ظهور دارد امید است پدیده شوم جهانگردی جامه عملی نپوشد و ایران اسلامی برای جذب توریست و درآمد ارزی، سرمایه‏های معنوی و آرمانهای اسلامی را از دست ندهد و به رخ كشیدن آثار باستانی ایران به قیمت از كف رفتن فرهنگ باستانی ما نشود و به همان ضررهای فرهنگی مسافرتهای معمولی اكتفا كنیم و از شرّ برنامه جهانگردی در امان بمانیم.

پی نوشت ها :

1 - مقدمه ابن خلدون

* ارسال مقاله توسط عضو محترم سایت با نام کاربری : sm1372


ارسال توسط اکبر فانی

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 5 آبان 1390

فرار نخبگان (ریشه ها، راه های پیشگیری)

نویسنده:طیبه چراغی

حرف اول

یکی از موضوعاتی که در سال های اخیر، در بسیاری از کشورهای کمتر توسعه یافته و یا حتی در کشوهای پیشرفته، بحث های زیادی را برانگیخته است، پدیده ی فرار مغزهاست.
اصطلاح فرار مغزها معادل Brain Drain در زبان انگلیسی است. Brain به معنای مغز، متفکر و مغز متفکر است و برای کلمه Drain نیز معانی چندی از جمله: خشکاندن، خالی کردن، به تحلیل بردن و زهکشی کردن، آورده شده است. بنابراین، همان طورکه عمل زهکشی ، باعث بیرون رفتن آب های اضافی یک منطقه می شود، پدیده ی فرار مغزها نیز باعث بیرون رفتن مغزها یا متفکرانی از یک سرزمین، می شود که آن سرزمین، به وجود آنها نیازمند است.
نقش نیروهای انسانی، در زمینه های مختلف فعالیت اجتماعی، اعم از اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی، از دیرباز تأثیر بسزایی در رشد و شکوفایی و بقای جوامع داشته است. هر چند با صنعتی شدن جوامع و ظهور پدیده ی ماشینیزم در زندگی بشر، بهره گیری از نیروی یدی انسان ها کاسته شد، اما نقش نیروی تفکر و اندیشه، خلاقیت و نوآوری، بویژه تخصص در رشته های علمی در عصر حاضر، نه تنها رنگ نباخت، بلکه از اهمیت زیادی نیز برخوردار شد.
در چنین وضعی، کشورهایی که از لحاظ فناوری و صنعت، از دیگران پیشی گرفتند، برای حفظ برتری خود نسبت به دیگران، نه تنها از نیروهای متخصص و خلاق ملی در جهت پیشبرد اهداف خود استفاده کردند، بلکه به دلیل پیشرفت در زمینه ی صنایع و علوم مختلف، به نیروهای متخصص، نیاز چند برابر پیدا کردند؛ از این رو ، پذیرای نیروهای تحصیل کرده و متخصص از دیگر کشورها شدند.
ادبیات مربوط به فرار مغزها از زمان پایان جنگ جهانی دوم (بویژه از دهه ی 1960 میلادی) شکل گرفت؛ یعنی زمانی که کشورهای اروپایی اقدام به بازسازی ویرانه های به جا مانده از جنگ کردند و مدتی بعد، چرخه ی صنعت در این کشورها شروع به کار کرد. این فرآیند، نیاز به افراد متخصص و کارآمد داشت. در نتیجه خیل عظیمی از متخصصان، مهندسان و سایر افرادی که از آنها به عنوان مغزها یاد می شود، کشورهای در حال توسعه ی خود را به مقصد کشورهای پیشرفته تر ترک کردند.

تأثیر فرار مغزها بر کشورهای مبدأ و مقصد

سرمایه های انسانی منابع طبیعی هر دو در رشد اقتصادی جامعه، اثرات تعیین کننده ای دارند. تحقیقات تجربی نشان داده اند که سرمایه گذاری در منابع انسانی بیش از سرمایه گذاری در منابع طبیعی، به رشد اقتصادی کمک می کند. امروزه نقش بنیادین و اصلی منابع نیروی انسانی در توسعه ی کشورها امری بدیهی و روشن است و به جرئت می توان گفت که ویژگی چشم گیر و بارز کشورهای پیشرفته، وجود نیروی انسانی کارآ و متخصص است.
بنا براین، حرکت نیروهای ماهر و غنی انسانی، تأثیرات روشنی را بر کشورهای فرستنده و کشورهای گیرنده خواهد گذاشت .
مهم ترین اثری که پدیده ی فرار نخبگان بر کشورهای مبدأ می گذارد، اتلاف هزینه هایی است که صرف تعلیم و تربیت نیروهای ماهر و تحصیل کرده شده است.
از آن جایی که آموزش و پرورش، یک کالای عمومی به حساب میآید و منافع مثبت مشخصی را برای جامعه دارد، در نتیجه ی فرار مغزها، صدمات مالی قابل توجهی حادث می شود. بنابراین، کشورهای مقصد، از دانش و تخصص نخبگان مهاجر سراسر جهان به صورت رایگان، بهره برداری می کنند.
همچنین بسیاری از نخبگان با فرار خود، باعث خروج خانواده ی خود و مقدار قابل توجهی از سرمایه ی ملی کشور می شوند که این سرمایه، برای ارتقای رشد اقتصادی یک کشور لازم است. این در حالی است که بعضی از مهاجرت ها باعث سودرسانی به کشورهای مهاجرفرست می شوند.

دلایل فرار مغزها

آنچه که باعث ترک وطن و اقامت در کشورهای دیگر می شود، معمولا به دو گروه عوامل مربوط می شود: عوامل دافعه و عوامل جاذبه، که این عوامل، با ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و تخصصی ارتباط دارند. مهم ترین مواردی که می توان در دسته ی مربوط به دافعه جای داد، عبارت اند از: افزایش فاصله طبقاتی، محدودیت آزادی، فرهنگ کاری ناکارآمد، کمبود امکانات تحقیقاتی و پایین بودن استانداردهای پژوهشی، عدم تعادل در درآمد و هزینه، بی عدالتی، بی قانونی و پارتی بازی .
در مقابل علل رانشی، مواردی وجود دارد که باعث جذب نخبگان در کشور دیگری می گردد. این عوامل کششی عبارت اند از : فرصت ادامه ی تحصیل، رفاه اجتماعی، تعادل هزینه و درآمد، سیستم آموزشی کارآمد، رفاه اقتصادی، آزادی سیاسی و اجتماعی، وجود فرصت های شغلی و امنیت شغلی.
در یک تقسیم بندی دیگر می توان علل فرار مغزها را در موارد زیر گنجانید:
1. عدم تطبیق دانش ها و مهارت های متخصصان با نیازهای جاری جامعه: در کشورهای جهان سوم معمولا رشته های دانشگاهی، بدون ارتباط منطقی با نیازهای اقتصادی و اجتماعی آنها ایجاد می شوند و گزینش و جذب دانشجو در این کشورها از یک برنامه ریزی دقیق و حساب شده ای پیروی نمی کند که این امر، با ازدیاد متخصص در رشته هایی خاص، باعث اشباع جامعه از تخصص آنان می شود، در نتیجه، نوعی نابرابری بین میزان معلومات برخی از متخصصان و نیازهای کشورشان به این معلومات به وجود میآید که سرانجام به بی کاری این متخصصان می انجامد.
2. عدم تخصیص بودجه و امکانات آموزشی و تحقیقی: در کشورهای جهان سوم، به علت شتابی که معمولا در کم کردن فاصله ی خود با کشورها ی توسعه یافته در زمینه های گوناگون از خود نشان می دهند، باعث می شود تا بیشتر به طرح ها و برنامه های مقطعی و زودثمر روی آورند تا بتوانند حیات سیاسی و ملی خود را حفظ نمایند. از این رو، ممکن است به بخش هایی همچون آموزش و تحقیق که هزینه بر و طولانی مدت است، اهمیت چندانی ندهند.
در چنین شرایطی ، افراد با استعداد و خلاق این سرزمین ها، وقتی آن شرایط را برای کار و تحقیق خود کافی نمی یابند، به سوی مناطقی که چنین امکاناتی را دارند، حرکت می کنند. سرگذشت پروفسور عبدالسلام (فیزیکدان مسلمان و مشهور پاکستانی) که به خاطر عدم وجود امکانات لازم، سرانجام راهی غرب شد، یکی از این نمونه هاست. وی که برنده ی جایزه ی نوبل در رشته ی فیزک در سال 1979 بود پس از تکمیل تحصیلات خود به پاکستان بازگشت، اما از آن رو که امکانات تحقیق را در آن جا بسیار ناچیز یافت، مجددا به غرب رفت و برای کمک به پیشرفت دانش و تکنولوژی در جهان سوم، «آکادمی علوم جهان سوم» را در رم «ایتالیا» تأسیس نمود.
3. عدم وجود برنامه ی کلی و مبتنی بر ضوابط خاص: در کشورهای کمتر توسعه یافته، اکثرا چارچوب برنامه های توسعه برای پیشبرد اهداف اقتصادی و اجتماعی مشخص نیست و در حال تغییر و تبدیل است. در چنین بستر اجتماعی نامناسبی، بسیاری از مواقع، فارغ التحصیلان و متخصصان این گونه کشورها جایگاه واقعی خود را نمی یابند. از سوی دیگر، به کار گماردن و اعطای مسئولیت های علمی و اجتماعی به افراد، ممکن است تحت ضابطه ای خاص صورت نپذیرد که در نتیجه ی فاصله ایجاد شده بین اندوخته های علمی این گونه متخصصان و کاربرد آن در جامعه، منجر به خروج آنها از کشور می شود.

مکانیسم های پیشگیری از فرار نخبگان

با توجه به اهمیتی که نخبگان و متخصصان در توسعه و پیشرفت کشور دارند، کشورهای در حال توسعه در صدد اتخاذ تدابیری هستند تا از فرار نخبگان جلوگیری کنند یا لااقل آن را کاهش دهند.

الف. شناخت صحیح مسئله

1. انجام دادن پژوهش های میدانی در داخل و خارج از کشور از علل مهاجرت نخبگان و موانع بازگشت آنها؛
2. بررسی تجارت کشورهای موفق در برخورد با پدیده ی فرار مغزها؛
3. انعکاس نتایج تحقیقات و تجارب به مسئولان و تصمیم گیران و عموم مردم در جهت اصلاح نگرش به پدیده ی فرار مغزها.

ب . جمع آوری اطلاعات

1. جمع آوری مجموعه های آماری از محققان و متخصصان خارج از کشور و بررسی علل و دسته بندی آنها.
2. فعال نمودن نمایندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خارج از کشور، برای ایجاد ارتباط با نخبگان خارج از کشور و بررسی شرایط مساعد بازگشت آنها؛
3. معرفی نخبگان مقیم خارج از کشور به مراکز علمی و پژوهشی داخل کشور جهت توسعه ی ارتباطات.

ج. تشکیلات تخصصی و صنفی

1. تشکیلات انجمن های علمی تخصصی در داخل کشور و عضویت نخبگان مقیم خارج از کشور در آنها و دعوت از آنها برای سخنرانی؛
2. توسعه ی ارتباط تشکیلات تخصصی و صنفی نخبگان با انجمن های صنعتی و کاربردی ، به منظور حمایت سرمایه گذاران از دانشمندان.
د. ایجاد مراکز تحقیقات مجهز با مدیریت حرفه ای و مناسب برای جلب نخبگان از جمله شهرک های تحقیقاتی و...
ه. ارتقای سطح دستمزدها و یکسان سازی درآمد صاحبان مدارج علمی بالا از طریق نظام هماهنگ حقوق، در بین متخصصان و دانشمندان.
و. ایجاد انگیزه ی بیشتر برای تشویق به ادامه ی کار و تحصیل در کشور.
منابع
1. نخبگان و جامعه، تامس برتون باتامور، تهران: دانشگاه تهران، 1369.
2. www.farhangetowsee.com (فرهنگ توسعه).
3. مجله ی اقتصادی، ش 7، پانزدهم مهر 1368، ص 44: «علل و انگیزه های فرار مغزها از کشورهای جهان سوم و راه های جلوگیری از آن ».
4. صف، ش 39: «فرار مغزها از جهان سوم، چرا؟» ، علی محمد گودرزی.
5. کار و جامعه، ش 43، اردی بهشت 1381، ص 20 - 27.
برگرفته از مقاله حدیث زندگی 27




 



ارسال توسط اکبر فانی

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 5 آبان 1390

پشت پرده استاندارهای زیبایی و مواد آرایشی 

تبلیغات رسانه ای یكی از عوامل اجتماعی و فرهنگی است كه در دوره خردسالی و نوجوانی، طرح اندامی باریك را برای دختران و اندامی عضلانی را برای پسران ترویج می كند.
از طرفی دیگر تصویر زنان و اندامشان، سبب فروش هر چیزی از غذا تا ماشین می شود. بازیگران مشهور سینما و تلویزیون روز به روز جوان تر، بلندتر و لاغرتر می شوند. بعضی ها حتی به این مشهورند كه از شدت كم‌غذایی بر روی صحنه از هوش رفته اند. مجلات زنان پر از مقالاتی است كه به آن ها می گوید اگر فقط یك كیلوگرم دیگر از وزن خود كم كنند، به همه چیز خواهند رسید؛ ازدواج عالی، بچه های دوست‌داشتنی، رابطه خوب جنسی و شغلی پر در آمد.
چرا استاندارد های زیبایی در حالی بر زنانی تحمیل می شود كه اكثریت آنان به طور طبیعی دارای سایز بزرگ تر و یا سن و سال بالاتر از هر كدام از این مدل ها هستند؟ برخی تحلیل‌گران معتقدند این موضوع ریشه اقتصادی دارد. با نمایش الگوی مطلوبی كه دستیابی به آن و حفظش مشكل است، صنایع تولید مواد آرایشی و لاغری از رشد و سودآوری خود مطمئن خواهند بود. به هیچ وجه تصادفی نیست كه به طور فزاینده ای، معیار جوانی در كنار لاغری به عنوان شاخص ضروری برای زیبایی ترویج می‌شود. اقدام شبكه كبك برای سلامت زنان در گزارش سال 2001 خود با عنوان تغییرات اجتماعی درباره انواع مختلف تصاویر بدنی‌ این‌گونه می گوید: «اگر همه زنان هم نیاز به كاهش وزن نداشته باشند، اما مطمئناً همه آن ها پیر می شوند لذا در این صنعت ، افزایش سن ، مؤلفه‌ای است كه باید به نحوی مورد رسیدگی قرار گیرد.
عوامل زیادی در این تجارت نقش دارند. از طرفی زنانی كه نسبت به اندامشان احساس اطمینان ندارند ، به احتمال زیاد محصولات زیبایی ، لباس های جدید و مكمل های رژیمی را می خرند. برآورد شده است كه محصولات مرتبط با لاغری در سال، حدود 40 تا 100 میلیارد دلار آمریكا، برای كاهش موقت وزن فروش دارند (پس از مصرف محصول در 90 تا 95 درصد موارد، وزن فرد دوباره بازمی گردد) . از طرف دیگر، پژوهش ها نشان می دهد كه نمایش تصاویر زنان لاغراندام، جوان و دستكاری شده بدن‌های زنان، با افسردگی ، كاهش عزت نفس و افزایش عادات غذایی ناسالم در زنان و دختران مرتبط است.
گروه پژوهش مؤسسه بی‌اشتهایی عصبی و اختلالات تغذیه ای در آمریكا این‌گونه اعلام می‌دارد كه از میان 4 زن ، حداقل یك نفر در سن دانشگاه از روش های نادرست كنترل وزن استفاده می كند؛ مانند پرهیز خوراكی ، حذف وعده‌های غذایی ، ورزش افراطی ، استفاده از مسهل ، و استفراغ عمدی.
فشار برای لاغر بودن بر دختران جوان تأثیر می گذارد: شبكه بهداشت زنان كانادایی هشدار می دهد كه معیارهای كنترل وزن را حتی دختران خردسال 5 و 6 ساله نیز در نظر می گیرند. آمارهای آمریكا نیز همین‌‌گونه است. چندین مطالعه؛ مانند تحقیقات ماریكا تیگمن و لوینا كلارك در سال 2006 تحت عنوان « فرهنگ ظاهر در دختران نه تا دوازده ساله: رسانه و تاثیر همسالان بر نارضایتی جسمی» انجام شد این تحقیقات نشان دادند كه تقریباً نیمی از همه دختران در سنین پیش از نوجوانی می‌خواهند لاغرتر باشند و در نتیجه رژیم غذایی گرفته اند و از مفهوم رژیم گرفتن آگاهی دارند. در سال 2003، مجله تین گزارش داد كه 35 درصد دختران 6 تا 12 ساله حداقل یك بار رژیم گرفته اند، و 50 تا 70 درصد دختران با وزن طبیعی معتقد هستند كه اضافه وزن دارند. پژوهش كلی نشان می‌دهد كه 90 درصد زنان به دلایلی از ظاهر خود ناراضی هستند.

تأثیر رسانه ها بر تصویر بدنی
 

رسانه های عمومی (تلویزیون، سینما، مجلات و غیره) پس از جنگ جهانی دوم به نحو فزاینده ای طرح بدنی لاغر و لاغرتر (و اكنون حتی با تناسب جسمی بیشتر) را به عنوان الگوی مطلوب زنان معرفی كرده اند. اندام مطلوب برای مرد نیز متناسب؛ اما عضلانی معرفی می شود.
- «رامبل»، «كش»، و «نشویل» نشان داده‌اند كه رابطه ای كلی میان جذابیت و لاغری در بیش از صد كاراكتر زن در 23 فیلم انیمیشنی «والت دیسنی» (كارتون های سنتی) در سراسر دوره زمانی شصت سال گذشته وجود داشته است.
- از دهه هشتاد به بعد مجلات روز به روز بیشتر بدن مردانه را در وضعیتی از برهنگی جسمی تصویر كرده اند. طوری كه با اولین نگاه دوربین و بیننده، عضلانی بودن فرد به وضوح دیده می‌شود.
- فیلد و دیگران گزارش دادند كه اكثریت تقریبی 550 دختر نوجوان در طبقه كارگر از وزن و اندام خود ناراضی بودند. تقریباً هفتاد درصد افراد نمونه می گفتند كه تصاویر موجود در مجلات بر برداشت آن‌ها نسبت به اندام بدنی «عالی» تأثیر گذاشته است و بیش از 45 درصد اعلام می‌كردند كه تصاویر مزبور، آن ها را ترغیب به كاهش وزن كرده است. علاوه بر این، دختران نوجوانی كه مجلات زنان را بیشتر می خواندند، به میزان بیشتر، تحت تأثیر این موضوع قرار گرفته بودند كه باید در مورد اندام خود فكر كنند، از ظاهر فعلی شان ناراضی باشند، تمایل به كم‌كردن وزن داشته باشند و رژیم بگیرند.
- آگهی های تجاری كه در آن ها نوجوانان، زنانی با زیبایی و لاغری غیرواقعی را به عنوان الگوی مطلوب می دیدند، باعث می شد كه دختران نوجوان احساس اعتماد به نفس كمتر، خشم و نارضایتی بیشتری در مورد وزن و ظاهرشان پیدا كنند.
- در مطالعه ای روی كلاس پنجمی ها، دختران و پسران ده ساله به پژوهشگران گفتند كه آن ها بعد از تماشای ویدئوی موسیقی از بریتنی اسپرز یا كلیپی از نمایش تلویزیونی «فرندز» از اندام خود احساس نارضایتی می كردند.
- دو پژوهشگر در مطالعه ای جدید درباره تأثیر رسانه بر عدم رضایت بدنی نوجوانان دریافتند كه:
1. نوجوانانی كه نمایش‌ها و سریال های تلویزیونی را كه بر نوعی اندام مطلوب تأكید داشت تماشا می كردند، احساس ناخشنودی جسمی بیشتری را گزارش می دادند. این مسئله در مورد دخترانی كه ویدئوهای موسیقی را تماشا می كردند نیز صدق می‌كرد.
2. خواندن مجلات توسط دختران نوجوان یا زنان با نارضایتی بدنی آنان ارتباط مستقیم داشت.
3. هم‌ذات‌پنداری با ستاره های تلویزیونی (برای دختران و پسران)، مدل های زیبایی (دختران) یا ورزشكاران (پسران) با ناخشنودی بدنی مرتبط بود.

زیبایی دست‌نیافتنی
 

شاید آزاردهنده ترین مسئله، این حقیقت باشد كه تصاویر رسانه ای از زیبایی زنان برای همه و به جز تعداد بسیار اندكی از زنان غیرقابل دستیابی است. برای مثال پژوهشگران با تولید مدل كامپیوتری از عروسك باربی دریافتند كه كمر عروسك آن قدر باریك است كه قادر به حفظ وزن بالاتنه اش نیست و بدنش آن قدر كوچك است كه نمی تواند بیش از نیمی از كبد و چند سانتیمتر از روده را در خود جای دهد. زن واقعی كه به این ترتیب ساخته شود از اسهال مزمن رنج می برد و سرانجام از سوءتغذیه خواهد مرد. «جیل باراد» مدیر عامل شركت «ماتل» (كه عروسك باربی را تولید می كند) برآورد كرد 99 درصد دختران در سن سه تا ده سالگی شان حداقل صاحب یك عروسك باربی بوده اند.
اما هنوز زنان و دخترانی وجود دارند كه در زندگی واقعی به دنبال بدنی كم‌وزن مشابه عروسك باربی هستند و آن ها هم به همان اندازه می توانند دچار پیامدهای كاهش وزنی شوند كه سلامت شان را تهدید می كند. در سال 2006 تخمین زده شد كه بیش از 450 هزار زن كانادایی مبتلا به اختلالات تغذیه ای هستند.

فرهنگ لاغری
 

پژوهشگران گزارش می دهند كه مجلات زنان 5/10 برابر مجلات مردان آگهی ها و مقالاتی دارند كه تبلیغی برای كاهش وزن به شمار می رود و بیش از سه چهارم مجلات حاوی حداقل یك پیغام درباره نحوه تغییر ظاهری بدن زن، از طریق رژیم، ورزش یا جراحی زیبایی، است.
تلویزیون و سینما نیز اهمیت اندام لاغر را به عنوان معیاری برای ارزشمندی زنان برجسته می كنند. پژوهشگر كانادایی گرگوری فوتس گزارش می دهد كه بیش از سه‌چهارم شخصیت های زن در كمدی‌های تلویزیون كمبود وزن دارند و فقط یكی از بیست نفر بالای سایز متوسط است. بازیگران زن سنگین‌تر اظهارنظرهای ناخوشایندی از سوی كاراكترهای مرد، درباره اندام شان دریافت می كنند («چه طوره كه به جای لباس یك كیسه بپوشی؟») و هشتاد درصد این اظهارنظرهای منفی شلیك خنده تماشاگران را به دنبال دارند.
تلاش هایی در حوزه مجلات وجود داشته است تا این گرایش ها را اصلاح كند. برای چندین سال متوالی مجله «كوپ دو پوس» در كبك، در صفحات مد خود تصویر زنانی با اندام طبیعی را چاپ می‌كرد و شاتلین قول داده است كه عكس ها را دستكاری نكند و از مدل های زیر 25 سال استفاده نماید. در مادرید، یكی از بزرگ‌ترین پایتخت های مد جهان، مدل های فوق باریك از حضور در باند پرواز سال 2006 منع شدند. علاوه بر این اسپانیا اخیراً پروژه ای با این هدف كه اندازه‌ لباس ها را با استفاده از فرایند یكسانی استاندارد كند داشته است كه در آن اشعه لیزر برای اندازه گیری بدن‌های زنان واقعی استفاده می شود تا درست ترین معیار برای افراد مشخص شود.
ولی همچنان قوانین تبلیغات در بازار و آگهی های لاغری جریان دارند. بیست سال پیش، وزن متوسط مدل ها هشت درصد كمتر از میانگین وزن زنان بود- اما مدل های امروز 23 درصد وزن كمتری دارند. آگهی‌دهندگان معتقدند كه مدل های لاغر باعث فروش محصولات می شوند. وقتی مجله استرالیایی «نیوومن» اخیراً تصویری از یك مدل درشت هیكل را روی جلدش قرار داد، انبوه نامه های سپاسگزاری را از خوانندگانی دریافت كرد كه این اقدام را می ستودند. اما آگهی‌دهندگان اعتراض كردند و مجله به همان مدل های لاغر و استخوانی سابق بازگشت. ژورنال «ادورتایزینگ ایج اینترنشنال» نتیجه گرفت كه این رویداد «نقش قدرتمند آگهی دهندگانی را نشان داد كه همچنان گمان می كنند كه فقط مدل های لاغر باعث فروش محصولات زیبایی می شوند.»
مسئله دیگر نمایش نژادگونه زنان مختلف در رسانه هاست. مطالعه ای كه در سال 2008 توسط «ژانیتاكاورت» و «تراویس دیكسون» با عنوان نگاه متغیر؛ نمایش و تأثیرات تصویر زنان رنگین پوست در جریان غالب مجلات زنان انجام شد و به این نتیجه رسید كه گر چه افزایشی در نمایش زنان رنگین پوست وجود داشته است، اما به طور كلی زنان سفید پوست از سال 1999 تا 2004 در روند غالب مجلات زنان بیش از دیگران به تصویر درآمده اند.

اصلاح یا نابودی خویشتن
 

سیل پیام ها درباره لاغری، رژیم و زیبایی به ما می گویند كه زنان «معمولی» همیشه لازم است اصلاح شوند و بدن زنانه شیئی است كه باید كامل شود.
«جین كیلبورن» می گوید كه حضور اغراق‌آمیز تصاویر زنان بسیار لاغر در رسانه ها بدین معناست كه بدن های زنان واقعی در رسانه های جمعی نامریی شده است. «كیلبورن» نتیجه می گیرد كه تراژدی حقیقی این است كه اكثر زنان چنین كلیشه هایی را درونی كرده‌اند و خودشان را بر مبنای استانداردهای صنعت زیبایی مورد قضاوت قرار می‌دهند. زنان یاد می گیرند كه خودشان را با زنان دیگر مقایسه كنند و برای جلب توجه مردان با یكدیگر رقابت داشته باشند. این تمركز بر زیبایی و مطلوبیت، در واقع هر آگاهی و عملی را ویران می كند كه ممكن است به تغییر این شرایط كمك نماید.»
این ترجمه اقتباسی است از مقالات :
1- تأثیر رسانه‌ها بر تصویر بدنی و هویت جنسیتی دختران http://www.mediafamily.org
2- زیبایی و تصویر بدن در رسانه www.media-awareness.ca
منبع: ماهنامه حورا - شماره 32


ارسال توسط اکبر فانی

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 5 آبان 1390

گرداب رپ

نویسنده:مینا کمالی
 
این روزها موسیقی نفرت انگیز (رپ) و پیام شرم آور آن، مثل اجل معلق از راه رسیده و خواننده و شنونده هر دو را، ملوث کرده است.
ویدئوهای موسیقی رپ یک راست از دوزخ می آیند و پیام تحریک کننده و کلمات وقیح آن، به همه چیز شباهت دارد، غیر از موسیقی.
موسیقی رپ فحاشی است، نه هنر. زشتی است نه زیبایی. بلکه پیام توهین آمیز و رکیک ابلیس را بر بال ویدئو در سراسر دنیا پخش کرده است.

تاریخچه رپ چیست و از کجا آغاز شده است؟
 

موسیقی رپ در دهه 1980 میلادی و از میان آهنگ ها و نواهای سیاه پوستان فقیر متولد شد.
رپ در واقع یک نوع موسیقی اعتراضی خیابانی است. این موسیقی از پیش پا افتاده ترین، سهل ترین و خیابانی ترین کلمات استفاده می کند، بدون این که از حیث ادبی بتوان این نوع استفاده را توجیه کرد.
در نوشتن متن ترانه های رپ، هیچ الزامی برای رعایت قوانین ادبی وجود ندارد. می توان گفت رپ، چارچوب تعیین شده موسیقی را که دارای قوانین سخت و مشخص است را خرد می کند تا موسیقی در دسترس عامی ترین افراد جامعه قرار گیرد و متاسفانه این موسیقی در چند سال اخیر وارد ایران شده و آرام آرام در حال رشد و رواج یافتن است.
با توجه به فقدان قانونی انتشار الکترونیک و حق کپی رایت آثار، پخش این آهنگ ها از طریق اینترنت محدود شد و اغلب گروه های رپ زیرزمینی آثارشان را از طریق وب گاه ها و وب نوشته های شخصی به گوش شنوندگان می رسانند.
از این رو، غالبا به ظاهر خواننده های (!) این آثار در ابتدای ترانه ها نام خود را می گویند تا باعث شناخته شدن شان توسط شنونده گردد!

لطفا توجه کنید
 

دنیای موسیقی رپ، این باور را به شما می دهد که رپ، راهی شاعرانه برای ابراز احساسات از طریق موسیقی است. اما آیا آنچه که از موسیقی رپ می شنوید به نظرتان شاعرانه می آید؟
تاثیری که رپ این روزها در سراسر جهان بر روی مخاطبانش که اکثر نوجوان و جوان هستند می گذارد، متاسفانه تاثیری بسیار قابل توجه است.
اگر به این آهنگ ها گوش می کنید، تا به حال واقعا وقت گذاشته اید تا به یکی از این آهنگ ها خوب گوش کنید؟ دقیقا روی کلمات و مفاهیم آن ها تمرکز کرده اید؟
اگر خوب به محتویات و کلمات آن توجه داشته باشید خیلی خوب متوجه می شوید که چگونه این موسیقی روح و جسم شما را تخریب کرده و باورهای پاک و دینی شما را به باورهای شیطانی تغییر می دهد.
به عنوان ؟؟ موسیقی رپ، به دختران جوان این باور را داده است که یک دختر شایسته دختری است که اندام و چهره ای زیبا داشته باشد. به خاطر همین است که بسیاری از دخترهای نوجوانی که به این آهنگ ها گوش می کنند دچار اختلالات و مشکلات خورد و خوراک و سایر مشکلات احساسی شده اند. آن ها فکر می کنند با چیزی که یک دختر نوجوان باید باشد، فرسنگ ها فاصله دارند.

خطرات موسیقی رپ
 

طبق تحقیقی که چندی پیش برای بررسی تأثیر ویدئوهای موسیقی رپ بر سلامت فیزیکی و احساسی نوجوانان انجام گرفت، مشخص شد نوجوانانی که زمان بیش تری را صرف تماشای ویدئو کلیپ های سرشار از خشونت رپ می کنند، رفتارهای مخرب بیش تری از خود نشان می دهند. در این تحقیق یک ساله، این افراد اعمال زیر را تجربه کرده اند:
تمایل آسیب رسانی به معلم، سه برابر بیش تر.
تمایل به ارتکاب جرم، 2,5 برابر بیش تر.
تمایل به داشتن دوست غیر هم جنس دو برابر.
تمایل به استفاده از مواد مخدر، یا نوشیدن مشروبات الکلی، 1,5 برابر بیش تر.
و...
بیایید با شناخت بیش تر از این موسیقی خودمان و اطرفیان مان را از گرداب هولناک رپ بیرون بکشیم.
منبع:نشریه دیدار آشنا، شماره 120





ارسال توسط اکبر فانی

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 5 آبان 1390

جایگاه ویژه عفت و حیا در «فیس بوک» 

اما هدف از نگارش این گزارش بررسی اهداف سیاسی و اقتصادی فیس بوک در ایران نیست، بلکه قصد داریم تا تنها به گوشه ای از تاثیرات منفی"اجتماعی" و"فرهنگی" در این سایت که به بحث ایجاد"آلبوم تصاویر" و انتخاب یک"عکس" برای نمایه خود است بپردازیم. اما فعالیت این سایت در کشور ما غیر قانونی است و از همین روی برای مخاطبان اینترنتی قابل دسترسی نبوده و به اصطلاح"فیلتر" است؛ اما نباید این حقیقت را نادیده گرفت که این سایت نسبتا مخاطبان زیادی در ایران پیدا کرده است. "نام نویسی" نوشته ای است که با بزرگترین فونت پس از ورود به این سایت با آن مواجه می شوید و در ادامه آن می خوانید"نام نویسی رایگان است و همیشه خواهد ماند" که با کمی صرف وقت می توان به راحتی در این سایت عضو شد و به کاربران فیس بوک پیوست.
بر اساس این گزارش، هر روز بر مخاطبان این سایت در کشورمان افزوده می شود و به نظر می رسد که به جای فیلتر و نادیده گرفتن اثرات مخرب آن بهتر است فکری اساسی برای این پدیده جدید کرد؛ چرا که با توجه با عدم هم خوانی آن با عقاید، سنت و عرف مردم ایران، صدمات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی گسترده ای را در آینده در بر خواهد داشت.
البته در ماه های اخیر جوانان دلسوز، معتقد و ارزشی به ناچار خود را در عرصه جدیدی از جنگ نرم دیده و با عضویت در این سایت به فعالیت های انقلابی در راستای حمایت از انقلاب و اسلام می پردازند و اصطلاحا مجبور به بازی در زمین حریف شده اند؛ چه آنکه قطعا آنها نیز از اثرات مخرب فرهنگی و اجتماعی این سایت مصون نخواهند بود زیرا که ماهیت این سایت حداقل با ارزش های ایرانی اسلامی مردم جامعه ما همخوانی ندارد که هدف از این نگارش همانگونه که در آغاز کلام به آن اشاره شد پرداختن به این موضوع نیست.
اما پس از عضویت در این سایت می توان از امکانات متعدد اینترنتی آن استفاده کرد؛ برای نمونه در این سایت می توانید با کسانی که دوست هستید گفتگو (چت) کنید یا نظرات خود را به اشتراک گذاشته و درباره آن بحث کنید؛ یا به دوست یابی بپردازید و حتی با دوستان دوست خود نیز آشنا شوید تا به یک باره اجتماع کوچک چند نفره شما و دوستانتان به یک اجتماع بزرگ چند صد نفره یا هزار نفره تبدیل شود! اما یکی دیگر از امکاناتی که این سایت در اختیار شما قرار می دهد و آسیب شناسی همین موضوع، بحث اصلی این گزارش است،"انتخاب عکس" و" ایجاد یک آلبوم عکس" برای نمایه خود می باشد که متاسفانه روند تاسف باری را مخاطبان ایرانی در این بخش پیش گرفته اند و به نوعی در پازل از پیش تعیین شده غرب برای ترویج بی عفتی، بی بند و باری، بی غیرتی و بی حرمتی بازی می کنند." اقدامی بسیار تاسف بار و البته نگران کننده" حتما می دانید که پس از عضویت در این سایت، تمام مخاطبان و کاربران فعال در آن می توانند به راحتی به نمایه شما دسترسی پیدا کنند و این اجازه را سایت و البته"خود شما" به دیگر کاربران داده اید که به راحتی شما را شناسایی کرده و در صورت لزوم به شما درخواست دوستی بدهند؛ اما نکته ای که واضح و مبرهن می باشد این است که پس از ورود به نمایه شخص دیگری اعم از دختر و پسر یا مرد و زن، شما عکس اصلی نمایه وی را مشاهده می کنید و تنها در بخش"عکس ها" یا همان"آلبوم عکس ها" کاربر می تواند دیگر تصاویر مربوط به خود را از دید شما پنهان کرده و آنها را تنها برای دوستان یا برخی از آنها به نمایش بگذارد. اما بسیاری از کاربران ایرانی، (مخصوصا خانم ها) فیس بوک در بخش انتخاب"عکس نمایه خود" عکسی بد پوشش و بی حجاب را انتخاب می کنند که این موضوع نگران کننده است؛ کافی است شما نام یکی از همکاران، همکلاسی ها، هم دانشگاهی ها، هم محله ای ها و... را که احساس می کنید در این سایت عضو است را پس از عضویت در این سایت جستجو کنید، که در اغلب موارد در صورت عضویت این افراد، با عکس های"عجیبی" مواجه می شوید که باعث تاسف و ناراحتی شما می شود!
سوال اینجاست که چرا باید برخی از مردم کشورمان در مواجهه با این پدیده به این شکل منفعلانه برخورد کرده و به راحتی استحاله شوند؟ البته تمام کسانی که عکس های بد پوشش را در این سایت قرار می دهند جاهل مقصر نیستند و در حقیقت این موضوع را به عنوان یک عرف قبول کرده و باورشان شده که تنها در یک"اتاق خصوصی" که دوستان هم جنسشان آنها را می بینند مشغول زندگی روزمره خود هستند؛ و نا گفته نماند کسانی هم هستند که با اغراض فرهنگی و اجتماعی اقدام به این کار می کنند. اما تمام ماجرا به"عکس نمایه" ختم نمی شود! در قسمت"آلبوم عکس ها" نیز بسیاری از کاربران فیس بوک با قرار دادن عکس های خصوصی و خانوادگی خود در انظار عمومی به حریم شکنی می پردازند؛ طوری که به نظر می رسد برایشان"عرفی موجه" شده است؛ در برخی از این موارد شما عکس های خانوادگی دوستان و همکاران خود را با پوششی متفاوت و البته نامناسب می بینید که برایتان باور کردنی نیست! به نظر می رسد غرب برای ترویج بدحجابی، بی عفتی، بی حرمتی و البته فحشا راه جدیدی را در پیش گرفته است که نیازمند هوشمندی مردم و البته مسئولان در مواجهه با آن است؛ که در صورت ادامه این روند نه"حریمی" می ماند و نه"حرمتی"، به واقع مسوولین فرهنگی کشور کجایند و چه می کنند؟!!!
منبع:افتاب
ارسال توسط کاربر محترم سایت : mohamadaminsh


ارسال توسط اکبر فانی

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 5 آبان 1390

درآمدی بر شناخت ابعاد تهاجم فرهنگی و نحوه‏ی مقابله با آن

نویسنده:حمید جاودانی شاهدین

چكیده

مجموعه دستاوردهای مادی و معنوی بشر در طول تاریخ را فرهنگ می‏نامند. تبادل فرهنگی ملت‏ها نیز كه در طول تاریخ در بستری طبیعی ادامه داشته برای تازه‏ماندن معارف و حیات فرهنگی بشر امری ضروری است و جامعه‏ی انسانی را در مسیر سعادت واقعی به پیش می‏برد.
اما آنچه امروزه مشكل‏ساز شده "تهاجم فرهنگی" یا غلبه‏ی یك فرهنگ بر سایر فرهنگ‏هاست كه نمونه‏ی بارز آن روند روبه گسترش تسلط فرهنگ غرب بر سایر فرهنگ‏ها ـ به ویژه فرهنگ اسلامی ـ در یكصد سال اخیر است. تفاوت عمده‏ی تهاجم فرهنگی با تبادل فرهنگی در این است كه در تهاجم برای فرهنگ موردهجوم امكان انتخاب وجود ندارد.
جلوه‏های تهاجم فرهنگی را می‏توان به دو دسته‏ی بیرونی، همچون: تلاش برای دین‏زدایی، ایجاد روحیه‏ی خودباختگی فرهنگی، ترویج افكار و اندیشه‏های غربی و ... و درونی، همچون: عقب‏ماندگی علمی و صنعتی، فقر اقتصادی، غفلت كارگزاران فرهنگی و ... تقسیم كرد. در این مقاله ضمن بررسی جلوه‏های فوق، راهكارهایی برای مبارزه و مقابله با تهاجم فرهنگی ارائه شده است.

واژگان كلیدی:
 

فرهنگ، تهاجم فرهنگی، فرهنگ‏پذیری، تبادل فرهنگی

مقدمه
 

حیات بشری همواره با فرهنگ توأم بوده است و ملتی كه فرهنگ مخصوص به خود نداشته باشد، مرده محسوب می‏شود؛ علاوه بر این، یك فرهنگ بالنده برای تكامل خود باید توانایی تبادل با سایر فرهنگ‏ها و جذب عناصر مثبت آن را داشته باشد؛ بنابراین، تمام فرهنگ‏ها باید در تعامل با یكدیگر باشند، تا بتوانند در مجموع، بشر را به پیشرفت مطلوب برسانند.
در عصر حاضر كه نظام سرمایه‏داری به سرپرستی آمریكا، با تك‏قطبی شدن جهان و فروپاشی رژیم شوروی سابق، یكه‏تاز عرصه‏ی جهانی شده‏است، به شكل‏های مختلف می‏كوشد تا نظرات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود را به تمام كشورهای جهان تحمیل كند و فرهنگ واحدی متناسب با منافع درازمدت خود بر جهان حاكم سازد. از طرف دیگر سایر ملت‏ها نیز در برابر این زیاده‏خواهی آمریكا برای حفظ و پاسداری از فرهنگ ملی و بومی خود مقاومت می‏كنند. در این میان فرهنگ اسلامی توانسته است در صد سال اخیر در برابر این هجوم مقاومت و اصالت خود را حفظ كند.
بدیهی است طرّاحان "نظم نوین جهانی" كه با هزاران ترفند توانسته‏اند یك ابرقدرت نظامی، نظیر شوروی سابق را از سر راه خود بردارند و سبب فروپاشی كمونیسم در سطح جهانی شوند، مایل نیستند با قدرت جدیدی در برابر منافع خود مواجه گردند. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران سبب شده است كه سلطه‏گران بیش‏تر از آن جهت خوفناك باشند كه قدرت جدیدِ مقابل منافع نامشروعِ آنان، یك گروه سیاسی ـ مذهبی به نام جهان اسلام باشد؛ قدرتی كه از نظر فرهنگی با داشتن ارزش‏های قوی، نظیر خداپرستی، ظلم‏ستیزی، نوع‏دوستی، برادری، مساوات و عدل، می‏تواند در برابر فرهنگ غربی قد علم كند؛ لذا چون می‏دانند كه از مقابله‏ی مستقیم با ایدئولوژی اسلامی طرفی نخواهند بست، می‏كوشند با ترفندی قدیمی، به طور غیرمستقیم، در اركان جوامع اسلامی، از جمله جامعه‏ی ما رخنه كنند و آن ترفند چیزی نیست جز "تهاجم فرهنگی".
بدین منظور، در این مقاله سعی شده است به نوعی این پدیده مورد بررسی قرار گیرد و عوامل داخلی و خارجی و نیز برخی از راه‏كارهای مبارزه با آن مطرح شود. از آن‏جا كه بحث از تهاجم فرهنگی مستلزم تعریف فرهنگ و ویژگی‏های آن است، ابتدا به این موارد می‏پردازیم و سپس موضوع اصلی را بررسی می‏كنیم.

فرهنگ
 

برای فرهنگ در حدود دویست و پنجاه تعریف ارائه كرده‏اند؛از جمله :
ـ كلیه‏ی دستاوردهای مادی و معنوی هر جامعه، اعم از دانش، هنر، اخلاقیات، قواعد، آداب و رسوم، عبادات و دیگر قابلیت‏های اكتسابی، كه از نسلی به نسل دیگر انتقال می‏یابد.
ـ مجموعه‏ی باورها، بینش‏ها، ارزش‏ها، آداب و سنن، اخلاق و اندیشه‏های پذیرفته شده و حاكم بر یك جامعه.
ـ مجموعه‏ی پیچیده‏ای كه در برگیرنده‏ی دانستنی‏ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، عادات و هرگونه توانایی كه به وسیله‏ی انسان، به عنوان عضو جامعه، كسب شده است (روح‏الامینی، 1372، ص 17 به نقل از: ادوارد تایلور1، فرهنگ ابتدایی).
ـ فرهنگ مجموعه‏ای از آگاهی‏ها(شناخت‏ها) و رفتارهای فنی، اقتصادی، آیینی (شعایر)، مذهبی، اجتماعی و غیره است كه جامعه‏ی انسانی معینی را مشخص می‏كند (پانوف؛ 1368، ص 103).
تعاریف مختلف و متفاوت از فرهنگ بیانگر این مطلب است كه تمام دستاوردهای مادی و معنوی بشر در طول تاریخ در قالب اصطلاح فرهنگ قابل تعبیر است؛ به همین سبب تعریف ذكر شده در فرهنگ مردم‏شناسی میشل پانوف2 را می‏توان تعریفی جامع از فرهنگ دانست.

فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی
 

فرهنگ را می‏توان در دو سطح مادی و معنوی دسته‏بندی كرد؛ فرهنگ مادی عبارت است از تمامی آنچه كه عینی و ملموس است؛ مانند آثار هنری، دستاوردهای صنعتی، بناهای تاریخی، خط، موسیقی و... . فرهنگ معنوی یا غیرمادی نیز عبارت است از عقاید و رسوم، علوم و معارف، ارزش‏ها و اندیشه‏ها، اخلاقیات، دانستنی‏ها و... (روسك3، 1369، ص 10 و روح‏الامینی، ص24).
فرهنگ مادی معمولاً تحت تأثیر فرهنگ معنوی رشد می‏كند؛ زیرا نوع نگرش به هستی و جهان، و ارزش‏های حاكم بر جوامع، در ساخت ابزار جدید برای امور زندگی و رفاه اجتماعی به انسان جهت می‏دهد؛ برای مثال، طرز نگرش، نوع ارتباطات و معاشرتِ انسان‏ها، آنان را به ساختاری خاص در معماری سوق می‏دهد، و یا نوع نگرش زنان به حقوقشان، آنان را در انتخاب نوع لباس یا رفتار رهنمون می‏سازد (قیصی‏زاده، 1363). از طرف دیگر فرهنگ مادی نیز در فرهنگ معنوی تأثیر می‏گذارد. برای مثال، وارد شدن و جای گرفتن یك تكنولوژی جدید كه در شمار فرهنگ مادی است، بالطبع ارزش‏های جدیدی را با خود خواهد آورد و ارزش‏هایی را نیز متزلزل خواهد ساخت (روح‏الامینی، ص110).

خصوصیات فرهنگ
 

خصوصیات فرهنگ را می‏توان به شرح زیر ارائه كرد:
1. آموختنی و اكتسابی است: افرادِ هر نسل، میراث فرهنگی را از نسل گذشته دریافت می‏كنند و به نسل بعدی می‏سپارند.
2. زنده است: جنبه‏ی پذیرندگی فرهنگ مربوط به زنده بودن آن است و توقف فرهنگ مساوی با مرگ آن است.
3. فطرتِ ثانوی انسان است؛ یعنی به خودی خود عمل می‏كند؛ بر این اساس است كه ارزش‏ها، بایدها و نبایدها و اهداف و عادات، پایه‏های فرهنگ را می‏سازند.
4. فراتر از سواد و تحصیلات است؛ زیرا با فطرت و سرشت انسان‏ها مرتبط است.
5. هویت‏دهنده است؛ یعنی تنظیم‏كننده‏ی روابط اجتماعی و تضمین‏كننده‏ی نوع بینش و نگرش فرهنگ‏پذیر است.
6. نسبی است؛ فرهنگ متنوع است، تدابیر و روش‏ها از یك گروه به گروه دیگر فرق می‏كند و هر قومی طرز تفكر و عادات ویژه‏ای دارد.
7. منتقل شدنی است؛ هر گروه انسانی میراث اجتماعی (فرهنگ) خود را به دیگران انتقال می‏دهد.
8. خاص انسان است؛ فرهنگ شامل گذر از مرحله‏ی غریزی به رفتارِ آموخته است كه الگوهای آن می‏تواند از یك شخص یا نسل به شخص یا نسل دیگر منتقل شود؛ در واقع مفهومی تجریدی از مشاهده‏ی رفتار انسان‏هاست (قیصی‏زاده، 1363 و فیاض، 1372، ص31ـ39 و روح‏الامینی، 1372، ص19ـ24).

فرهنگ غربی و فرهنگ شرقی
 

امروزه در تقسیم كلی، فرهنگ كشورهای جهان را به دو دسته‏ی شرقی و غربی تقسیم می‏كنند. دو اصطلاح شرق و غرب تعابیر جغرافیایی هستند و با این ملاك كشورهای چین، فیلیپین، ژاپن و... شرقی محسوب می‏شوند و ایسلند، كانادا و تمام آمریكا از شمال تا جنوب، غربی؛ اما این دو مفهوم در حوزه‏ها و قلمروهای دیگر مثل سیاست، حكمت، فلسفه، عرفان و تاریخ هم در برابر هم قرار می‏گیرند؛ برای مثال، تقابل اسلام و غرب، صورتی از تقابل شرق و غرب محسوب می‏شود (داوری اردكانی، 1379، ص12). در این تقسیم‏بندی تاریخی و سیاسی منظور از فرهنگ غربی همان بینش یونان و روم بعد از میلاد مسیح و اروپای بعد از رنسانس است كه برخی از ویژگی‏های آن عبارت‏اند از: اصالت قدرت، اصالت ماده، اصالت زندگی، نظم فكری و عملی، اصالت مصرف، میل به تحلیل عقلانی، خودمداری و اومانیسم.
در مقابل فرهنگ غربی، مجموعه‏ای از فرهنگ‏های ملل شرقی قرار دارد كه عمدتا دارای ویژگی‏های زیر است:
طالب و تابع قطب بزرگ ازلی (خداوند) است (اصالت وحدانیت)؛ در جست‏وجوی روح و یافتن راز خلقت است (اصالت روح)؛ میل به تحلیل عاطفی دارد؛ قوم‏گرا و ناسیونالیسم است؛ به همه‏چیز با دیده‏ی ابهام می‏نگرد (ابراهیمی، 1367).

تهاجم فرهنگی
 

امروزه با توجه به رشد فكری و آگاهی عمومی ملت‏های جهان، نفوذ و سلطه و به‏دست آوردن مستعمرات از راه لشكركشی‏های نظامی، به آسانی امكان‏پذیر نیست و در صورت اجرا هزینه‏های زیادی را بر مهاجمان تحمیل می‏كند؛ به همین سبب، بیش از یك قرن است كه استعمارگران روش نفوذ در كشورها را تغییر داده‏اند. این كشورها معمولاً اجرای مقاصد خود را با عناوین تبلیغ مذهبی، رواج تكنولوژی، ترویج زبان، انجمن‏های خیریه، ترویج بهداشت، سوادآموزی و ، به عبارت دیگر، به نام سیاست‏های فرهنگی و فرهنگ‏پذیری انجام می‏دهند. هرچند نمی‏توان این عناوین را از نظر نوع‏دوستی و انسانیت موردتردید قرار داد، ولی تاریخچه‏ی این روابط و خدمات نشان داده است كه این برنامه‏ریزی‏های دقیق، در جهت رشد و بالندگی فرهنگ این كشورها نبوده بلكه زمینه‏ی اسارت كامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی‏آنان را فراهم ساخته است (روح‏الامینی، 1372، ص 101).
بدین ترتیب، استعمارگران، اكنون به این نتیجه رسیده‏اند كه بهترین راه نفوذ در سایر كشورها، نفوذ در فرهنگ آنان و استحاله‏ی درونی آن است. آنان می‏خواهند ارزش‏های مورد پسند خود را ارزش‏های مترقی جلوه دهند و جای‏گزین معیارهای بومی و فطری ملت‏ها سازند و، از این طریق، بدون هیچ دغدغه‏ای به آینده‏ی منافع خود در این كشورها مطمئن باشند. این جمع‏بندی، به ویژه در دهه‏های اخیر، مبنای فعالیت‏های سازمان‏یافته‏ی گسترده‏ای قرار گرفته كه غرب آنها را ترویج معیارهای تمدن، رشد و توسعه معرفی می‏كند؛ اما در فرهنگ ملت‏ها، از این اقدامات با تعابیر مختلفی یاد می‏شود كه مفهوم مشترك آنها در تعبیر هجوم فرهنگی نهفته است (خرم، 1378، ص15).
این عمل (جای‏گزینی فرهنگ بیگانه با فرهنگ خودی) به شكلی هوشیارانه كه بتواند یك ملت و جامعه را نسبت به فرهنگ خود بیگانه، و مطیع غرایز بیگانگان كند، عمدتا "تهاجم فرهنگی" محسوب می‏شود. دانشمندان غربی نیز به این واقعیت اذعان دارند. اتوكلاین برگ،4 یكی از روان‏شناسان اجتماعی غربی، در این زمینه می‏نویسد:
حتی در جریان پیاده كردن برنامه‏های بلندنظرانه و آزادمنشانه، چون كمك به همكاری فنی نیز نگرش استعماری و سایر اشكال استثمار متجلی است؛ مثلاً كشوری كه كمك‏های فنی به دیگری ارائه می‏دهد این انتظار را دارد كه كشور دریافت دارنده‏ی كمك، معیارها و الگوهای وی را برگزیند (روح‏الامینی،1372، ص101).
در كتاب‏های دایرة‏المعارفی غربی نیز به این مطلب اشاره شده است. میشل پانوف در كتاب فرهنگ جامعه‏شناسی در توضیح اصطلاح فرهنگ‏پذیری5 به این تسلط و استعمار فرهنگی غرب اشاره كرده و می‏گوید:
"این اصطلاح را از اواخر قرن گذشته انسان‏شناسان انگلیسی‏زبان به كار بردند و مراد از آن تعیین پدیده‏هایی است كه از تماس مستقیم و ادامه‏دارِ بین دو فرهنگ مختلف نتیجه می‏شوند و از تبدیل یا تغییر شكل یك یا دو نوع فرهنگ، در اثر ارتباط با یكدیگر، حكایت می‏كند؛ بنابراین، مراد از فرهنگ‏پذیری، جنبه‏ی ویژه‏ای از فرایند انتشار آن است. امروزه فرهنگ‏پذیری ـ گاهی در معنای محدودكننده‏تر ـ به تماس‏های خاص دو فرهنگ كه نیروی نامساوی دارند، اطلاق می‏شود؛ در این صورت، جامعه‏ی غالب كه هماهنگ‏تر ویا ازنظر تكنیك مجهزتراست ـ معمولاً ازنوع جوامع صنعتی ـ به‏طور مستقیم یا غیرمستقیم به فرهنگ حاكم تحمیل می‏گردد (پانوف؛ 1368،؛ ص17ـ18).
این محقق در تعبیری دیگر از این تهاجم در حالتی كه به شكلی گسترده‏تر، تمام عناصر فرهنگ مورد هجوم را از بین می‏برد و فرهنگ مهاجم را جای‏گزین می‏سازد، به "قوم‏كشی" یا "قومیت‏كشی"6 تعبیر می‏كند و می‏نویسد:
"هنگامی كه فرهنگ غالب در انهدام ارزش‏های اجتماعی و روحیات سنتی جامعه‏ی مغلوب و برای گسستگی وسپس نابودی آن می‏كوشد، واژه‏ی قوم كشی را ـ كه به تازگی رایج شده‏ـ به‏كار می‏برند تا القای اجباری‏فرایند "فرهنگ‏پذیری"را ازطریق فرهنگ غالب دریك فرهنگ‏دیگر (مغلوب) توصیف‏كنند. درگذشته جوامع‏صنعتی قوم‏كشی‏را باتظاهر به اینكه هدفشان از همانندسازی، ایجاد "آرامش" یا "تغییر شكل" در "جوامع ابتدایی" یا "عقب‏مانده" است، اجرانموده وبازهم اجرامی‏كنند. این‏عمل معمولاً تحت‏عنوان اخلاق، رسیدن به كمال مطلوب در پیشرفت و... صورت می‏گیرد (پانوف، 1368، ص137).
در تعریف پدیده‏ی "تهاجم فرهنگی" دیدگاه حضرت آیت‏اللّه خامنه‏ای، رهبرمعظم انقلاب، قابل توجه است. از نظر ایشان در "تهاجم فرهنگی" یك مجموعه‏ی سیاسی یا اقتصادی، برای رسیدن به مقاصد خاص خود و اسارت یك ملت، به بنیان‏های فرهنگی آن ملت هجوم می‏برد. در این هجوم، باورهای تازه‏ای را به زور و به قصد جای‏گزینی بر فرهنگ و باورهای ملی آن ملت وارد كشور می‏كنند (سازمان مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی، 1373، ص3).

پی نوشت ها :
 

1 . Edward Tylor
2 . Michel Panoff
3. Joseph S. Roucek
4 . Otto Klineberg
5. acculturation
6 . Ethnocide
 

منبع:فصلنامه حوزه و دانشگاه ، شماره 35





ارسال توسط اکبر فانی

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 5 آبان 1390

انقلاب اسلامى و فتنه هاى فرهنگى 

نویسنده: محمدعلى رحمانى  

مقدمه :
 

ستیز بـا مذهب و جلوگیرى از اشاعه مذاهب آسمانى حكایتى دیرین دارد كه به روایت قرآن كریم و شهادت تاریخ , این ستیز بى وقفه و بـى هیچ گذشت و تساهل استمرار داشته است بـا ظهور اسلام و بـعثت پیامبـر گرامى آن , حضرت محمدبـن عبـدالله صلى الله علیه و آله یهود و نصارى بـه سركردگى علماى دین مایه خود كه بـا تـحـریف و كتـمان حقایق ادیان حضرات انبـیاء سلف (علیه السلام) همچون حضرت موسى و حضرت عیسى در پـى حـكومت دنیایى یا خدمت بـه حـاكمان دنیا مدار بودند تا توانستند بر عناد و دشمنى خویش بـا اسلام پاى فشردند و بـه فتنه انگیزى و فتنه گرى در جامعه اسلام و ایجاد تشتت در صفوف مسلمین اهتمام ورزیدند . این تلاش ها كه بـه طور ویژه اى از حمایت كفار و بت پرستان جزیره العرب و سران اشراف آنان برخوردار بودند به اشكال مستقیم و غیر مستقیم تجلى مى یافتند .
گاه بروز مدعیانى در امر خلافت شكل فتنه را هویت مى بخشیده اســت گاه بـا تفرقه افكنى در میان پیروان اسلام بـا طرح مبـاحثــى در باب حكومت و مشكل اعمال حاكمیت ( بدون ادعا نسبت بـه اصل مسئله خلافت ) .
گاه با طرح مباحث عقیدتى و به زیر سوال بـردن اصول اعتقــادى .
گاه بـا تحریك قبـایل عرب بـراى ایذاء مسلمانان و وارد ساختــن لطمات اقتصادى و اجتماعى بر آنان .
فتنه گرى در دهه هاى نخستـین تـولد اسلام سبـب شد در همان یكصد سال اول انشعابـات مختلفى در جامعه اسلامى پـدید آید در حالى كه أمه معصومین ( علیهم السلام ) حضور داشتـند و مى تـوانستـند بـه عنوان نقطه رجوع امت اسلام جوابگوى قاطع همه شبـهات و سئوالات در همه زمینه ها از جمله اعتـقادات , احكام و مسأل حكومت بـاشند .
اما فتنه گران خـارجـى و داخـلى یعنى دشمنان بـى نقاب و مزدوران نقابـدارى كه بـه ظاهر تـن بـه پـذیرش اسـلام داده بـودند و نیز متـحجـرین كج اندیش و خشكه مقدس هاى مدعى تـر از معصومین ( علیهم السلام ) آتش فتنه ها را مشتـعل نگاه داشتـه و همواره بـر اسلام و امت اسلام ضرباتى دردناك وارد ساختند .
لذا قابـل تامل است كه خداوند متعال در قرآن كریم بـیش از 50 آیه از صیغ مختلف ( فتنه ) آورده و به انواع فتـن و فتـنه هأى كه در فرا راه بـشر اسـت تـوجـه داده و بـه علاوه آثـار مخـرب و ویرانگر فتنه و فتـنه گرى را چه در سطح بـشرى و غیر اسلامى و یا در درون جامعه و امت اسلامى یادآور شده است .
حقتعالى در آیه 7 از آل عمران شیوه آتش افروزى فتنه گران داخلى امت را چنین توصیف مى كند كه آنها از موارد متشابه شبهه بـرانگیز و تردید زا بـهره مى گیرند و آتـش فتـنه را در میان امت شعله ور مى سازند و به تعبیر رساى قرآن ابتغاء الفتنه ایجاد گمراهى فساد در دین اقشار و جامعه و ایجاد تردید در بـاورهاى خلق مستـضعف .
فاما الذین فى قلوبهم مرض فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه.
بـدون تردید همانگونه كه گفته شد متن واقعه و چهره هاى پـلیدى كه در صدر اول در جبـهه داخلى عامل آنهمه انحراف و انشعاب شدند و بـا نفى ولایت معصـومین علیهم السـلام بـا انبـانى از بـاورهاى پسمانده جاهلى و بـرداشتهاى شخصى و تك بـعدى از اسلام سنگ بـناى همه كجرویها گـردید و بـه یك جـریان ماندگـارى تـبـدیل گـشـت .
جهت اطلاع بیشتر بـه نقش و تأثیر فتنه گرى در بـاورهاى اصولى در قرن اول اسـلام و در نتـیجـه فـرق و گروههایى كه بـوجـود آمد مراجعه شود به كتاب ارزشمند جاذبـه و دافعه آیه الله شهید مطهرى رضوان الله تعالى علیه .

فتنه گرى در عهد معاصر
 

همان گونه كه شهید مطهرى خط فتنه گرى و انحراف در تـفكر دینى را تـرسـیم مى كنند مذهب خـارجـى گرى كه در تـمامى قرون و اعصار اسلامى به نوعى حضور داشته است در زمان معاصر به صورت حسى گرایى در آثـار نویسـندگان روشـنفكر دنیاى اسـلام بـه چـشـم مى خـورد .
بدیهى است تمام روشنفكران مسلمان عامل دشمنان اسلام نبـــوده اند و گرایش آنان بـه مكتـب حـسى گرى ناشى از انقطاع آنان از مجـراى اصولى آشنایى با اسلام بوده و بعضا نیز بـا حسن نیت عمل كرده اند , لیكن كجراهه رفته اند . از این گروه كه بگذریم فتنه گرى در دین همواره تحت حمایت دشمنان اسلام و استكبـار جهانى بـوده است و در دهه هاى اخیر هر از چندى به صورت نشر عقاید بـاطله و سخیف منتسب بـه اسلام یا نشر عقاید انكارى نسبـت بـه مسلمات دین هدف اضمحلال تـدریجـى بـاورهاى دینى را دنبـال نموده است . بـروز چهره هایى مانند احمد كسروى در تاریخ ایران را بـاید در همین راستـا مورد مطالعه و تدقیق قرار داد .
به دنبـال پـیروزى انقلاب اسلامى و پـس از آزمون روش هاى متــفاوت مقابله با انقلاب و پاسخ نگرفتن از آنها , بـنیان هاى مكتب انقلاب مورد هجـمه قرار گرفت , این در حـالى است كه شهید مطهرى در این خصوص معتقدند :
[ . . . مساله اصلى استعمار است , استعمار سیاسى و اقتـصادى . آنگاه تـوفیق حاصل مى كند كه در استـعمار فرهنگى تـوفیق بـدست آورده باشد . بـى اعتـقاد كردن مردم بـه فرهنگ خودشان و تـاریخ خودشان شرط اصلى این موفقیت است . استعمار دقیقا تـشخیص داده و تجربه كرده است كه فرهنگى كه مردم مسلمان بـه آن تكیه مى كنند و ایدئولوژى كه به آن مى نازند , فرهنگ و ایدئولوژى اسـلامى اسـت .
بـاقى همه حـرف است و از چـهار دیوار كنفرانس ها , جـشنواره ها , كنگره ها و سـمینارها هرگز بـیرون نمى رود و بـه متـن تـوده نفوذ نمى كند . پـس بـاید مردم از آن اعـتـقاد و از آن ایمان و از آن اعتماد و حسن ظن تخلیه شوند . تا آماده ساخته شدن طبـق الگوهاى غربى گردند] .

[بخشى از مقدمه كتاب كتابسوزى در مصر و ایران]
 

بنابر این استكبار جهانى شبیخون به فرهنگ و باورهاى اسلامــى را با همان هدف جداسازى جامعه اسلامى از تكیه گاه ركین و محكم خویش یعنى باورهاى اسلامى و دینى و حرمت مقدسات الهى دنبال مى كند , و آنچه در بیست سال اخیر شاهد آن بوده ایم از قبـیل نشر كتاب آیات شیطانى در شمارگانى میلیونى با اهداف زیر بوده است :
1ـ حمله بـه جـایگاه والا ومقدس اعتـقادى مسلمین نسبـت بـه شخـص پـیامبـر اكرم صلى الله علیه و آله . این اقدام زشت و شنیع بـا انتشار كتاب موهن آیات شیطانى بـه اوج خود رسید و گرچه بـا عكس العمل شدید جهان اسلام از جمله صدور حكم اعدام نویسنده مرتـد آن سلمان رشدى تـوسـط حـضرت امام ( ره ) مواجـه گردید , معذلك بـا دستهاى آشكار و پـنهان استـكبـار جهانى در كشورهاى اسلامى همچون تركیه نیز ترجمه و توزیع شد .
پـس از آن , صهیونیسم جـهانى بـراى آنكه خـود را از فشار موج اتهام دشمنى بااسلام تا حدودى برهاند بـه عذر بـدتر از گناه دست یازید و كتابـى دیگر پـیرامون مسیحیت حاوى اهانت بـه مقام مقدس حضرت مسیح (علیه السلام) تـدارك دیده و منتـشر ساختـند تـا چنین وانمود كنند كه بـسیار بـاز ! بـا مسئله مذهب و اولیإ مذهبـى بـرخورد مى كنند .
بدیهى است استكبار جهانى كه پس از ظهور انقلاب اسلامى از ناحیــه دین خود را مخروب و متضرر ارزیابى مى كرد , بـدین تـرتـیب و بـا اهانت بـه اركان دین از جـمله ركن نبـوت و عصمت انبـیاء در نظر داشت اساس دین را در باور جوانان تـضعیف ساختـه و بـه تـبـع آن زمینه حكومت بـر اساس ولایت دینى را منتـفى نماید . روشن است كه استكبار با وهن پیامبران كل مبارزات اولیإ خدا جهت تحقق عدالت الهى و اجتـماعى در زمین و ارزشهایى چون ایثار و شهادت و انفاق و احسان را مورد تردید قرار مى داد .
2 ـ جمهورى اسلامى كانون توجهات مسلمانان و مستـضعفان و محرومان جـهان است و خورشید این نظام همانا نام مقدس حضرت امام خمینى (رضوان الله تعالى علیه) است از اینرو استـكبـار بـر آن شد تـا از عظمت نام حضرت امام (رحمة الله علیه) در افكار عمومى بـكاهد و یكى از این راهها تكرار حركاتى شبـیه بـه نشر كتاب آیات شیطانى بود . این بـار این اقدام توسط نویسندگان معلوم الحال و بى هویت در مطبوعات انجام گرفت . نفوذ اندیشه هاى آلوده به داخـل مرزها و سـوء اسـتـفاده از فضاى آزادى مطبـوعات اضافه بر نیل بـه هدف شوم فوق هدف دیگرى را نیز مد نظر داشت كه عبارت بـود از تـحدید مجـدد فضاى ارأه اندیشه ها و جـلوگیرى از توفیق دولت در توسعه سیاسى . بـدین روال استكبـار سكه اى را بـه هوا پرتاب كرده بود كه با هر روى به زمین فرود آید به نفع اوست .

روى اول اهانت به مقدسات دینى و مبانى مذهبى
 

روى دوم بستن فضاى باز و آزاد بـراى ارائه اندیشه هــا و آراء و سپس متهم ساختن جمهورى اسلامى به استبداد دینى ! در همین راستـا بـا وجود خویشتـن دارى سنگربـانــان ایدئولوژیك جهان اسلام برخى مطبوعات ان شاء الله ندانسته در این دام افتاده و در تحقق اهداف استكبار در بخش شبیخون فرهنگى به بـستر سازى و زمینه سازى پرداخته و در اختـیار این نیات شوم قرار گرفتـه اند .
یكى از مبـاحثـى كه در این خصوص مورد تـوجه است مــعرفى چهره اى غیرواقعى از انقلاب و حـضرت امام (رحمة الله علیه) بـه نسـل آینده اسـت از جمله اینكه اصولى را كه حضرت امام (رحمة الله علیه) بـا استـخراج آنها از متن دین و معارف عالیه اسلام بـراى نجـات جـامعه امروز بـشر بـه عنوان اصول انقلاب اسلامى مطرح فرمودند چـنین وانمود مى نمایند كه این اصول در مكاتب سیاسى فلسفى دیگر همچون ماركسیسم وجود داشته است ; مباحثى همچون عدالت اجتماعى , استضعاف , استكبار و . . .
در حالیكه حتى مطالعه اجمالى احكام و تعالیم اســلام , بیان این مفاهیم در 14 قرن پـیش از لسان وحى را اثـبـات مى نماید و چـگونه مى تـوان ادعا نمود ماركسیسم مولود صهیونیسم كه امتـحان خویش را نیز طى دهها سال حاكمیت بر بـخشهاى بـزرگى از جهان پس داده است مبدع و مبتكر این مباحث است ؟
اقتصاد اسلامى حاوى كامل ترین و انسان مدارترین احكــام و نظریات است و طرح مبـاحـثـى همچـون مالكیت , كار , سـرمایه , اجـاره , مضاربه , مزارعه , خمس , زكات و . . . در اسلام و در ابـواب فقه شیعه دلالت بر كمال نظرات اسلام در این زمینه ها دارد .
آیات عدیده اى از قرآن كریم حاوى مضامین اقتصادى همــچون تـعدیل ثروت , منع اسراف , منع تـكاثـر , اداى احور , اخلاق اقتـصادى , انفال و ثروتهاى عمومى , ارث و احكام آن , تـعمیم ثروت , مشاغل محرمه و مشاغل محله , ربا و مرابحه مى باشد .
با جستجو در قرآن كریم درمى یابیم كه 70 مورد كلــمه استكبـار و مسـتـكـبـرین و از این ماده بـا همین مفـهوم و همچـنین 15 مورد مستضعفین و استضعاف آمده است .
آیا با وجـود این آیات , آنان كه جـاهلانه و معاندانه مى كوشند اندیشه هاى اقتصادى حضرت امام (رحمة الله علیه) برگرفته از متن اسلام را به مكاتب مضمحلى همچون ماركسیسم منسوب نمایند همانند كبـكى نیستند كه سر خود را بر برف فرو برده است ؟
نمى توان باور نمود قلم به مزدان اجانب گرا نسبـــت بـه افكار و اندیشه هاى حضرت امام ( ره ) اینقدر نادان باشند , بـلكه در وجه غالب حكم بر خصومت و دنأت آنان مترتب مى گردد .
اما این شبـیخون فرهنگى و اهانت بـه مقدسات دینــى بـه همین جا ختم نگردید و پس از تلاش استكبـار بـراى كاستن عظمت حضرت امام (رحمة الله علیه) در افكار عمومى بـار دیگر عناصر پـشت پـرده و بـا سوء استـفاده از افراد آشكارى بـه تكوین هجمه همه جانبه به مقدسات پرداخته و بـا حركت خزنده ارزش ستـیزى و تـقدس زدایى و تـمسخر اصول اسلام ناب محمدى ( صلى الله علیه وآله ) را در دستور كار قرار داده اند .
و ظیفه ما در این مقطع حساس بسیار سنگین است و باید ضمن پرهیز از هر گونه تشنج در جامعه , بـا حفظ وحدت و یكپارچگى در مقابـل این توطئه هاى فرهنگى دشمنان قاطعانه بـایستیم و اجازه ندهیم كه اصول و ارزشهاى اسلامى و مقدسات دینى ما را مورد هجمه قرار دهند و آنها را تضعیف نمایند . و اینجاست كه وظیفه همه ارگانهاى فرهنگى , اطلاعاتى و امنیتـى است كه دستهاى پشت پرده و بـاندها و گروههاى اصلى را شناسایى و بـه مراجـع ذیربـط ارجـاع دهند و وظیفه نیروى انتـظامى بـعنوان پـاسداران دستاوردهاى انقلاب اسلامى كه در همه جا حضور دارند این است كه با هوشیارى كامل و طبق قانون و بدون ایجاد هر گونه تشنج در جامعه عوامل مفسده انگیز را بـه صورت قاطع كشف شناسایى و بـه مقامات صالحه معرفى نماید .
البته این تنها ما نبوده ایم كه بـا اینگونه خصومتها از ناحیه فرهنگى و تبلیغات مكتـوب و فتـنه گران در اندیشه و افكار مواجه بوده و هستیم بـلكه جهان اسلام از جمله جهان عرب نیز سالهاست از این گونه مشكلات در رنج اسـت و این بـیانگر عمق و ابـعاد تـاریخ توطئه است . لیكن انقلاب اسلامى و رهبریت آن در سه دهه اخیر بـیش از دیگران مورد هجـوم قرار گرفتـه اسـت بـراى تـذكار این عمق و سوابق آن در جهان اسلام فرازى از كتـاب محـمد محـمود صواف تـحـت عنوان نقشه هاى استعمار در راه مبارزه بااسلام را كه در سال 1346 با ترجمه مرحوم حجه الاسلام سیدجواد هشترودى به چاپ رسیده است نقل مى كنیم .
( با توجه به اهمیت كتاب فوق الذكر , مخاطبـین را بـه مطالعه آن دعوت مى كنیم ) .
استعمار حیله گر دست از بداندیشى و تجاوز بـرنداشته است . او حـیله گر تـرسوئى است كه نمى خـواهد از خـارج مرزها مسلمانان را مورد حمله قرار داده و در قیافه دشمن با آنها روبرو شود . عادت او بـر این است كه در هر جـا كه نفوذ پـیدا كرد حملات خود را از داخـل مرزها آغاز كند و در داخـل كشورها بـا مردم بـجـنگد , او همیشه كوشیده است تا عده اى از هم میهنان ما را بـه استخدام خود درآورده و از افرادى كه با ما هم زبان بوده و در میان ما به سر مى برند بهره بردارد .
استعمار بـا كوششهاى پیگیر بـه تربـیت آنان پرداخته است و در مورد افرادى كه از تربیت آنان ناامید گشته بهر وسیله ممكنى قلب و عقیده شان را خریده است و این چنین مزدوران و فارغ التـحصیلان خود را در راه مصالح و منافع خویش بـه كار انداخته است تا آنان بـه ثناگویى و ستایش استعمار پرداخته و اربـابـان خود را تقدیس كنند .
سپس آنان را در مراكز رهبـریهاى سیاسى و فكرى و اجتماعى وارد كرد و از همین جـا است كه آنان كوشش خـود را شروع و بـه اجـراى برنامه هاى خطرناك خود مى پردازند , از اربابـان خود الهام گرفته و راه را براى بهره بردارى آنان هموار مى نمایند .
بعضى از روزنامه نویسان و ادیبـان ما كه حامل ادبـیات پیش پا افتاده اى هستند و همچنین شخصیتهاى رذل و قلمهاى مسموم و نشریات مزدور را مى توان نام بـرد كه ضمیر و بـاطن خود را بـه استـعمار فروخته و در راه خـیانت و ویران كردن مبـانى اخـلاقى و معنوى ما گام بـرمى دارند و بـا فـتـنه انگیزیها و فـریب كارىها و اجـراى بـرنامه هاى خرابـكارانه , جوانان ما را بـه سوى فساد و بـى دینى كشانیده با انتشار مطالب بـى پایه و رومانها و داستانهاى دیوانه كننده اى افكار و روان آنان را آلوده مى سازند .
جنایاتى را كه این عده براى نابـودى ما انجام داده اند هیچ یك از لشگركشیها و حـملات نظامى دشمن انجـام نداده است . من بـا یك تاسـف عمیق بـاطنى , اكثـر روزنامه هاى ممالك اسـلامى و از جـمله ممالك عربى را مى بـینم كه آنان در مسـیر نقشه هاى اسـتـعمار گام برداشته , دانستـه یا ندانستـه جوانان ما را از تـرقیات روحى و اخلاقى محروم نموده و روح اسلام را در باطن آنان نابـود مى سازد .
اصولا صاحبان جراید مزبور براى اسلام فكر نمى كنند گویا آنان در میان مسلمانان بـه سر نمى بـرند و یا اساسا سرزمین ایشان سرزمین اسلامى نیست , همین روزنامه ها اسـت كه بـا زورگویان و سـتـمگران همكارى نموده و زبان گویاى آنان بـه شمار مى روند , بـه یارى هر دعوت باطلى مى شتابند و علنا بـا دعوت حق مى جنگند بـنام آزادى , آزادى را مى كشند و در پناه استعمار و نقشه هاى شومش پـیش مى روند البته بـدیهى است كه صاحبـان دلهاى زنده اى نیز در میان روزنامه نگاران پیدا مى شود كه باید آنها را استثنا كرد .
مایه تـإسف است كه روزنامه هاى ما همواره اندیشه هاى بـاطل را تـرویج مى كنند . مخصوصا طرز فكر غلطى را كه انقلاب فرانسه آن را بـوجود آورد ونامهاى بـه ظاهر خوش و فریبـنده اى را بـر آن نهاد مانند . آزادى عـقیده , آزادى مطبـوعـات , آزادى فرد , و نظایر اینها , همه اینها در واقع وسیله اى است در دست یهود بین المللى براى منحرف ساختـن اجتـماعات و نابـودى همه ادیان و جلوگیرى از ترقیات روحى و معنوى , تا بهتر بـتواند بـا چنگال سیطره خود جا بازكند .
دكتر محمد حـسـین اسـتـاد كرسـى ادبـیات عربـى نو در دانشگاه اسكندریه مقالاتى در مجله[ الازهر] منتشر ساختـه و سپـس آنها را به صورت كتابى بـنام[ فى وكرالهدامین] درآورده است . در پاورقى صفحه 8 كتاب مزبور چنین مى نویسد : بـسیارى از مردم آگاه نیستند كه شعار[ آزادى , برادرى , بـرابـرى] كه شعار انقلاب فرانسه یهود مى بـاشد زئیده تصمیماتى است كه كنفرانس[بـوردو فراماسونى] براى فریب دادن به اقلیت یهود بـوجود آورده است , همین شعار در دست دلالان یهود عنوانى است براى بالابـردن سطح فساد و در هم شكستـن قدرت كلیسا و هر زشتـى را بـه نام آزادى تـجویز نمودن , شعارى است كه مسیحیان را به حمایت از اقلیت یهود بـرمى انگیزد تا از راه مساعدتهاى مالى و بـه نام بـرادرى و بـرابـرى توجه مسیحیان را نسبت بـه اقلیت یهود جلب كند . در میان اوهامى كه یهود ترویج مى كند آنچه بـیش از همه مایه تـعجب است ومردم را در برابـر خود بـه خضوع واداشته این است كه بـه روزنامه اسم[ صاحبـه الجلاله] نهادند و سپـس پـیرایه هاى مقدس مآبـانه و عوام فریبى را بـرآن بـستند تا هر حیله اى را بـآسانى بـه مرحله اجرا درآورند ..
منبع:پاسدار اسلام - شماره 217


ارسال توسط اکبر فانی


آرشیو مطالب
نظر سنجی
کدام گزینه سلاح اساسی در جنگ نرم برای دشمن به شمار می رود ؟





صفحات جانبی
پیوند های روزانه
لینک های ویژه

قالب وبلاگ

گالری عکس بازیگران سینما

کتابخانه الکترونیکی

قالب وبلاگ

گرافیک کامپیوتری opengl